تفاوت اولیاء با دیگران در برخورد با مسائل
22به ما عرفا میگویند: بابا اینطوری باش اگر آن بزرگ اگر آن که خدا رحمتش کند، خدا بر درجاتش اضافه کند، الان آنجا فهمیده که خوب بود این شش ماه را هم نمیکرد یا اینکه اقلًا به حساب نمیآورد، الان آنجا متوجه شده به ما میگویند: وقتیکه خدا میگوید: وَ ما بِكمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَه ... النحل، ٥٣ هر نعمتی که برای شما آمده همهاش از ناحیه اوست، خُب چرا دیگر استثناء در آن میگذارید؟ چرا یکیاش را میگیری یکیاش را نمیگیری، همه را به خود او بسپار، همه را به خود برگردان، خیالت را راحت کن بنده خدا! خیالت را آسوده کن.
ما یک هراس داریم: آخ! اگر الان همه را به خدا بدهیم دیگر چیزی برایمان نمیماند، بابا او همه را نگه میدارد، او از هر بانکی بانک که دیگر الان دیگر نمیدانم چی میگویند از هر بانکی از هر صندوق قرضالحسنهای از هر قُلکی از هر امانتی وقتی میگویی: خدایا من چیزی ندارم، تازه خدا میگوید: این بندهای که شایسته بندگی است تازه دارد به من وفود میکند و دارد حرکت میکند، اما اگر نه بگوییم: خدایا گرچه خودت همه چیز از توست گرچه باعثش تو هستی گرچه توفیق را تو دادی، ولی بالاخره ما هم انجام دادیم دیگر، ما هم این وسط این را چیز نکن خلاصه به حساب نگذار.
مرحوم آقا رضوان اللَه علیه میفرمودند که وقتی مکه میروید هر طوافی که انجام میدهید به نیت رسول خدا انجام بدهید. خُب افرادی که میروند در آنجا میخواهند برای پدرشان انجام بدهند فوت کرده، برای مادرشان انجام میدهند برای بستگانشان، برای حتی ائمه و امام زمان و این چیزها انجام میدهند آنهایی که حالا یک خرده [متعبد] هستند وقتی به آنها میگوییم که فقط و فقط رسول خدا، همچین یک چیزی میشود حالا مثلًا خُب پدرمان چکار کنیم؟ حالا میشود لای این رسول خدا ... بابا این پدرمان را خُب کنار یک نیتی گفتم آن هم نکن، بگذار بیشتر به پدرت برسد، اگر این را نکنی بیشتر ... نمیفهمد، نمیفهمد که چه دارم میگویم، خیال میکند حالا اگر این را در نیت نیاورد رسولخدا همه را برای خودش برمیدارد هرچه طواف کرده هیچی نه به پدرش نه به مادرش، به هیچی نمیرسد، درحالیکه هر چه نیت تو صافتر باشد آن طرف از نظر حجم، از نظر قدرت، از نظر قوت قویتر میشود آنکه به پیغمبر میرسد که پیغمبر برای خودش نمیگیرد، پخشش میکند اول به پدرت میدهد، به مادرت میدهد، به قوم و خویشهایت میدهد، به آنهایی که از دنیا رفتند، به هر چه که داری.

