تفاوت اولیاء با دیگران در برخورد با مسائل
23ما چون از عالم معنا دور هستیم، چون از عالم حقیقت دور هستیم مسائل را از دید ظاهر و شعور خودمان آن مسائل را ارزیابی میکنیم میگوییم اگر به پیغمبر بدهیم چیزی به این نمیرسد دیگر، پس این را یواشکی این لای ... میگوییم خدایا این طواف برای پیغمبر است یک خرده به پدرمان هم برسد، یک خرده هم به او بده این در نیتم هست، این خلاصه این طوافی که انجام میدهیم دو قدم برای رسول خدا یک قدم برای پدرمان است، سه قدم برای رسول خدا دو قدم برای مادرمان است، چهار قدم برای رسول خدا و چهار قدم مال آبجیمان است، امثال ذلک، حالا هر کسی که مدّنظر است. نه، میفرمودند: فقط رسول خدا، میروی عمره انجام میدهی نیتش رسول خدا، طواف انجام میدهی نیت رسول خدا، قرآن میخوانی در هر روز یک حزب قرآن و ثوابش را هدیه برای رسول خدا، همه را به پیغمبر واگذار کن، چون پیغمبر اصل است، پیغمبر هم اصل است هم اوّل است و هم وسط است و هم آخر است و ما همه را به آنها واگذار کنیم؛ خُب پیغمبر هم که برای خودش چیزی ندارد خُب میداند تو بچه او هستی، وقتیکه میبیند از این دریچه آمده چرا رسول خدا بخواهد بُخل کند و به آن افرادی که به تو منتسب هستند و چشم امید دارند به اعمال تو و به رفتار تو به آنها ندهد، این اصلًا امکانش هست؟ ولی برای ما این قضیه یک خرده مستبعد است و یکخرده نیاز به تفکر دارد، که آنها ...
علیکلحال خدا رحمت کند بزرگان را که آنها واقعاً با مطالب خودشان و با مبانی خودشان حقایق را برای ما بیان کردند، شیرین کردند، آسان کردند راه ما را سبک کردند و کار ما را راحت کردند، واقعاً کار ما را راحت کردند، آدم وقتیکه در آن مجال حرکت بکند چه حالی دارد یا اینکه بیاید در سایر مجالها در آنجا سیر بکند که میافتد به چه گرفتاریها و مسائلی که خودمان داریم مشاهده میکنیم.

