اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

عبودیت تام امام در مقابل خداوند متعال

14097
سال 1436
نسخه عربی

عبودیت تام امام در مقابل خداوند متعال

15
  • اطاعت و عبودیت و بندگی یعنی در تحت ولایت علی علیه‌السلام بودن، در تحت ولایت علی علیه‌السلام حرکت کردن، انسان نفس و جان و تمام شراشر وجودی‌اش را به دست ولایت علی بسپارد و او را صاحب اختیار خودش قرار بدهد و تسلیم اراده باشد، آن‌وقت است که مشمول روایت این حدیث پیغمبر صلی اللَه علیه و آله و سلم می‌شود که حضرت فرمودند: کمْ مِنْ صَائِمٍ لَیسَ لَهُ مِنْ صِیامِهِ إِلَّا الْجُوعُ وَ الظَّمَأُ وَ کم مِنْ قَائِمٍ لَیسَ لَهُ مِنْ قِیامِهِ إِلَّا السَّهَرُ وَ الْعَنَاء. حَبَّذا نُومُ الاکیاسِ وَ افطَارِهِم.1

  • چه بسا روزه‌دارانی که نتیجه و ثمره‌ای که از این روزه می‌برند فقط تشنگی و گرسنگی و خستگی است و چه بسا افرادی که شب تا صبح بیدارند و ثمره‌شان فقط بیداری و خواب‌آلودگی و خستگی است یک سانت بالا نرفتند، یک میل حرکت نکردند. حبذا، خوشا به حال آن خواب زیرکان، آنهایی که زیرک هستند، رندها، زیرکان. و افطارهم، روزه نمی‌گیرند ولی به جای روزه یعنی در جای خودش روزه نمی‌گیرند نه اینکه روزه نگیرند، همین‌طوری بی‌خود نمی‌گیرند، و افطارهم غذا یعنی اینها هستند که در هر حالی در حال حرکت هستند. آن کسی که رِند است، آن کسی که رِند است با این رِندی‌اش نفس می‌کشد بالا می‌رود، می‌خوابد بالا می‌رود، حرکت می‌کند بالا می‌رود، غذا می‌خورد. چرا؟ چون رند است، چون زرنگ است، چون می‌داند دارد چه کار می‌کند، حال خودش را در یک حالی قرار داده که هر کاری بکند در تحت عبودیت خدا و در تحت اطاعت از وصی رسول خدا قرار دارد. این می‌شود چه؟ این می‌شود آن کسی که در حال حرکت است.

  • خب حالا اگر ما آمدیم این کار را انجام دادیم، تمام است خب خدا هم اجر ما را می‌دهد نه اینکه ندهد، یک شخصی فرض کنید که در تمام مدت عمرش اهل خلاف نبوده، اهل صدق بوده، همه اینها به جای خود محفوظ، ولی وقتی که دارد می‌گوید می‌گوید خدایا! من آمدم با این نمازهایی که خواندم، اول وقت و خودت هم گفتی با روزه‌هایی که گرفتم، با حجی که انجام دادم با اطاعت از دستورات تو کردم این‌جوری آمدم. خدا می‌گوید خیلی خب اگر می‌خواهی اینها را به حساب بیاوری ما هم خدا هستیم ما هم یکی یکی چرتکه می‌اندازیم ببینیم چقدرش برای ما بوده و چقدرش برای خودت و بقیه بوده. یک دفعه مثل آن گونی برنجی که ته آن را سوراخ می‌کنند می‌گوید هر هر هر شروع کرد این برنج‌ها ریخت، این هم دستش گرفته این برنج بیست کیلویی شد نوزده کیلو، آخرش هم فقط همان گونی دستش بود. خدایا چه شد؟ گفت خیلی خب حالا تشریف بیاورید آنجا ما تو را مورد رحمت خودمان قرار می‌دهیم ولی خواستیم بهت بفهمانیم بابا برای ما شاخ و شانه نکش، ما بنده خوبی بودیم، نمازها و اینها را انجام دادیم، در جهنم نمی‌بریم، اما مقامی هم که به تو می‌دهیم متناسب با حال و هوای خودت است.

    1. نهج البلاغة، حكمت ١٤٥.