عبودیت تام امام در مقابل خداوند متعال
18ولی وقتی که آن محبت تو به ما میآید و نمیخواهد به واسطه این کدورتی که به واسطه گناه در ما به وجود آمده از تو دور بشویم، یکدفعه میآید و میگوید: چه کار داری میکنی؟ کدورت، تو را از من دور میکند، این کدورت گناه باعث میشود که از من دور شوی، چه کار میکنی؟ یکدفعه میگوییم: عجب! استغفراللَه! خدایا توبه میکنیم، ببخش ما را، چکار میکنی استغفار میکنیم و آن کدورت متوجه نمیشود.
پس امام سجاد علیهالسلام میفرماید ما آنچنان هنری هم نکردیم که گناه نمیکنیم، تو داری انجام میدهی، تو داری این مسأله را [منصرف] میکنی. روی این حساب اولیاء الهی و عرفا آمدند راه را میانبر کردند، حالا انشاءاللَه در مجلس بعد توفیق پیدا بکنیم کیفیت میانبر را عرض میکنیم، آمدند میانبر کردند، به جای اینکه ما از راه ظاهر، از راه تکلیف، از راه احکام و اینها بخواهیم حرکت بکنیم یکدفعه آمدند میانبر کردند، گفتند با آن حقیقت وجودی خودت حرکت کن، نه با تکالیف، نه با احکام، نه با اعمالی که انجام میدهی و از آنها مدد بگیر برای دگرگونی نفس، برو سراغ خود نفس، از همان اول، او را بگذار کنار، دع نفسک و تعال آن را بگذار کنار و بیا. دیگر نیاز نیست به اینکه هی به خودت فشار بیاوری که من راست بگویم، یا اینکه فرض کنید که به فقیر [پول] بدهم بلکه این بخل از بین برود و به جایش آن صفت [جود] بیاید، یا مثلا راجع به مسائل دیگر. وقتی خودت را کنار گذاشتی، با خودت همه چیز هم کنار میرود.
نام احمد جمله نام انبیاست *** چونکه صد آید نود هم پیش ماست1 وقتیکه آن حقیقت را انسان بگیرد دیگر آن آثار همه چه کار میکند؟ رخت برمیبندد و با او میرود.
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر *** ما همچنان در اول وصف تو ماندهایم2 هر چه راجع به این فقرات بخواهیم صحبت بکنیم باز هم جا دارد. که خب البته انشاءاللَه در شب آینده اگر توفیق پیدا بکنیم راجع به تتمه این مطالبی خدمت دوستان عرض خواهد شد.
- مثنوى معنوى، دفتر اول.
- گلستان سعدى.

