عبودیت تام امام در مقابل خداوند متعال
8این مسألهای است که امام سجاد علیهالسلام در اینجا ما را متوجه آن میکند؛ لذا حضرت میگوید: الهی عبیدک بفنائک. آن بندهای که اصلا به حساب نمیآید و کسی اصلا نگاهش نمیکند که اصلا قیمتش چند است، چطوری است، چه خصوصیاتی دارد، اصلا به او توجهی به اصطلاح نمیشود. این در درگاه تو ایستاده و اذن دخول میطلبد، ایستاده تا به او اجازه بدهی. الهی عبیدک بفنائک، مسکینک بفنائک، فقیرک بفنائک، سائلک بفنائک، آن فِناء بمعنای درگاه است. فَناء به معنای نیستی و عدم است.
اینکه بزرگان و اولیاء آمدند و درخواست خودشان را مطرح کردند، خواست خودشان را بیان کردند در ادعیهشان، این مسأله فَناء را در نظر دارند، یعنی مسأله نیستی را، حقیقت نیستی را در نظر دارند. این بزرگان در دعاهای خودشان، در خواستهای خودشان، خود را نیست میبینند و بعد افراد که این مطالب را میشنوند خب اینها را میآیند بیان میکنند و مینویسند در کتاب و غیره و انسان پیمیبرد که اینها به چه قسم بودند و به چه کیفیتی صحبت میکردند.
وقتی امام سجاد میفرماید: هبنی بفضلک و تصدّق علی بعفوک، بر من صدقه بده یعنی اصلا من قابلی نیستم که تو بخواهی با من به مهر و عطوفت خود عمل کنی. به آن حقیقت واقعی من اگر بخواهی نگاه کنی من اصلا قابل برای این مطالب نیستم که تو بخواهی نسبت به من رفتار کنی. اولیاء الهی وقتیکه از خدا طلب میکردند اصلا خود را نمیدیدند و بعد طلب میکردند، نه اینکه خود را ببینند.
دیشب عرض شد فرق بین دیدگاه و کیفیت بینش علمای ظاهر و علمای باطن. علمای ظاهر برای خود جایگاهی قائل هستند، خدایا تو ما را خلق کردی و به ما تکلیف دادی و ما این تکلیف را انجام دادیم و درست هم انجام دادیم. نماز که خواندیم درست بوده، روزهای که گرفتیم درست بوده طبق شرایط بوده، حج انجام دادیم، کارهای دیگر، مسائل دیگر، همه را انجام دادیم. خب حالا خدایا ما انجام دادیم، تو هم وعده دادی در وعده هم صادق الوعد هستی؛ این مقدمات را همه میچینند بعد میگویند خب خدایا بسم اللَه! حالا آن چیزی را که به ما وعده دادی آن را در روز قیامت به ما بده. اگر چیز دیگری بوده که خب ما این را حساب کنیم، گیرم بر اینکه خلاف هم نکرده باشند، یعنی اگر خب خلاف کرده باشند اصلا صحبت نیست. نه واقعا یک نفر در تمام عمرش دروغ هم نگوید آدم صادقی باشد، آدم وَرِعی باشد، اهل تقوا باشد، تهمت نزند، دروغ نگوید، غیبت نگوید، خیلی آدم درستی باشد، نه حالا اینهایی که تهمت میزنند و کارهای دیگر انجام میدهند، خب آنها اصلا از بحث خارج هستند. نه واقعا کارش درست باشد، نمازش را اول وقت خوانده دیگر بالاتر از این؟ روزههایش را گرفته، حجاش را انجام داده، به فقرا کمک کرده، به مساکین کمک کرده، دست نیازمندی را گرفته و امثال ذلک، حالا میخواهد از دنیا برود، چه توقعی دارد؟ میگوید خدایا! دیدی که من در عمرم دروغ نگفتم.

