اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت نگرش سالک نسبت به اعمال صالح خود

14141
سال 1436
نسخه عربی

کیفیت نگرش سالک نسبت به اعمال صالح خود

7
  • او می‌گفت که محبت علی که داریم، نمازهایمان را هم که خواندیم، روزه‌مان را هم که گرفتیم، حج‌مان را هم که انجام دادیم برای چه بترسیم؟ خُب راست می‌گوید؛ در عالم خودش راست می‌گوید خیلی کار خوبی انجام داده و با محبت علی هم دارد از دنیا می‌رود و حالش هم حال خوب است.

  • ولی عرفا می‌آیند ما را در این حد نگه نمی‌دارند، می‌گویند: درست است، این درست است آدم خوبی است، آدم مؤمنی است، آدم صالحی است، خدا در بهشت برایش مراتب دارد، درجات دارد، به جای خود. ولی ما چیزهای دیگر هم داریم: وَ لَدَينا مَزِيدٌ ق، ٣٥ یک چیزهای دیگر داریم که نه عقلی‌ فهمیده نه چشمی دیده، نه گوشی شنیده. آیا آنچه را که ما در آن دنیا برای بندگان خاص خودمان ذخیره کردیم و نگه داشتیم همین چیزی است که الان این مؤمن دارد تقاضا می‌کند؟ و رویش ایستاده و با این حال دارد می‌رود؟ یا یک چیزهای دیگری است؟ آن چیست؟ آن همین است، آنها می‌گویند که: بیا شما اصلًا نماز خواندیم را بگذار کنار، روزه گرفتیم را بگذار کنار، حج انجام دادیم را بگذار کنار، حج انجام داده؟ اصلًا او را بگذار کنار، از اوّل همه چیز را به او بسپاریم.

  • شما وقتی‌که از شکم مادر متولد شدید مگر با خود چیزی داشتید؟ ... لا تَعْلَمُونَ شَيئاً ... النحل ٧٨ هیچ چیزی شما نمی‌دانستید. وقتی ما از شکم مادر خارج شدیم مگر فهم داشتیم، مگر عقل داشتیم، مگر ادراک داشتیم؟ هان؟! اگر به جای شیر سمّ در دهان ما می‌ریختند می‌خوردیم و می‌مردیم. اصلًا اختیار نداشتیم، با دست خود نمی‌توانستیم دستمان را تکان بدهیم، ضرری را از خود دفع کنیم، هیچ‌گونه اختیار نداشتیم، بزرگ که شدیم اختیارمان دست که بود؟ دست پدر بود، دست مادر بود. هرجا می‌خواستند ما را می‌بردند هر واکسنی که دلشان می‌خواست به ما می‌زدند ما اختیار نداشتیم، حالا این واکسن درست است، به صلاح است، فاسد است، غیرفاسد است. ما همین‌طوری می‌رفتیم و آن را به دست ما می‌زدند، یا واکسن فلجی [بخورد ما می‌دادند ...] توجّه کردید! اطّلاع نداشتیم. هر غذایی که بود به ما می‌دادند ما می‌خوردیم، هر نوشیدنی که بود، هر غذایی بود، هرجایی بود، هرجایی ما را می‌بردند، جایی که به صلاح ما نبود ما را می‌بردند، در فضایی که به صلاح ما نبود ما را در آن فضا می‌بردند، در فضای معصیت می‌بردند.