ضرورت استقامت در سلوک الی اللَه
10چندی پیش بود یک قضیهای را شنیده بودم باور نمیکردم، مطلبی شنیده بودم باور نمیکردم، گفتم یعنی ما میشود اینقدر منحط بشویم؟ واقعا در مسائل اخلاقی دیگر سقوط به تمام معنا دیگر خب واقعا یک همچنین چیزی اصلا میشود؟ یک همچنین قضیهای میشود؟ بعد رفتم دنبالش دیدم نه بوده درست هم هست، واقعا درست است. حالا دیگر خصوصیاتش را نمیگویم. به طور کلی یک خلافی در یک جا مثلا فرض کنید که انجام میشود، حالا آن فرد اصلا جزو ما هم نیست، جزو این کشور هم نیست، یک فرد [خارجی] حالا که آن خلاف معلوم میشود و مشخص میشود و شخص میگوید:
آقا شما در اینجا این خلاف را کردید، این ظلم را کردید، این کار خلاف را انجام دادید، کار حرام را انجام دادید!
خب بله! یک اشتباهی شده و فلان همین.
خب چی چی اشتباه شده؟ خب باید بگویید آقا ما عذر میخواهیم و ببخشید، این قضیه خلاف بوده است.
نه نیازی نیست، نیازی به عذرخواهی نیست، اشتباه است دیگر، درست؟ حالا گیرم بر اینکه حالا این مسأله شد و مطلبی هم پیش نیامد، آن شخص مسیحی آن شخص یهودی، نسبت به ما چه فکری میکند؟ چه قضاوتی میکند؟ خب ما مدعی پیغمبر هستیم، ما مدعی تبلیغ پیغمبر هستیم، ما مدعی اسلام پیغمبر هستیم دیگر، ما مدعی هستیم دیگر، به همه دنیا گفتیم، همه هم شنیدند، بچههای در گهواره هم شنیدند ما مدعی اسلام و پیغمبر و دین و تشیع و دنبالهرو علی هستیم! آن مسیحی میگوید این پیغمبر اینها این است! آن یهودی میگوید این پیغمبر اینها این است! خب این که دیگر معما که نیست، این است پیغمبر! خلافی انجام شده طرف میآید خیلی قشنگ میگوید نه هیچ نیازی به عذرخواهی نیست و مسألهای نیست و خلافی شده! چرا؟
چون اگر بگوییم ببخشید و عذرخواهی کنیم طرف میگوید پس معلوم است اینجا این خلاف انجام شده، این خلاف شده است، اقرار به خلاف کردیم. حالا که اقرار به خلاف شده پس معلوم است شما یک همچنین خلافی را میتوانی انجام بدهی، خب پس دیگر چه میماند؟ به حسب ظاهر دیگر برای آدم چه میماند؟ خب ما یک همچنین خلافی را میتوانیم انجام بدهیم و بعد چطور میتوانیم بگوییم که همه باید بیایند از ما اطاعت و تبعیت کنند؟ وقتی بگویند که آقا شما یک همچنین خلافی میکنی خودت هم فهمیدی حالا هم داری اقرار میکنی آن وقت دیگر چطوری میشود قضیه؟

