ضرورت استقامت در سلوک الی اللَه
9عجب! خدایا چرا من را اینجا ایستاندی؟
خب جایت همینجاست!
من باید پشت سر علی بایستم.
پشت سر علی؟ خیلی مزاح میفرمایید، اینجا دیگر جای مزاح نیست، پشت سر علی. علی مجال ندارد جا نیست آن جاها همه رزرو شده. چرا باید تو پشت سر علی بایستی؟
به خاطر اینکه من شیعه بودم!
شیعه کیست؟ شیعه آن کسی است که دروغ میگوید هر روز صد مرتبه خب این یکی، شیعه آن کسی است که میآید روزی بیست دفعه به هر کسی تهمت میزند این هم یکی، شیعه آن کسی که بلند میشود زیر حرف و قولش میزند، شیعه آن کسی است که میآید برای بقیه پروندهسازی میکند و اینها همه شیعیانند الحمدلله خیلی خب!
خب این شیعه است؟ بسیار خب این شیعه است، ولی شیعه چه کسی؟ شیعه جناب عمر! علی که نیست، قبول داری یا نداری؟ میگوید آری دیگر خب پس همینجا سر جایت بایست، ما در آن پلاک همه را زدیم [ثبت کردیم] ایشان شیعهای است که روزی اینقدر دروغ میگفته، اینقدر تهمت میزده، اینقدر خلاف میکرده، اینقدر زیر حرفش با مردم میزده، به حرف خودش توجه نمیکرده، به تعهدی که دارد توجه نمیکرد، راحت میگرفته میخوابیده گور پدر آنهایی که الان به فکر من هستند خوش باش، بگذار ما فعلا راحت بخوابیم راحت باشیم! توجه میکنید؟
خب شیعه هستیم دیگر شیعه امام رضا علیهالسلام هستیم. ولی آنها نه! حواسشان جمع است قشنگ خوب، خیلی در این زمینه مطالبی هست، خیلی. اینقدر در اینجا قضایایی هست و مسائلی هست که الی ماشاءاللَه و قاعدهاش هم همین است، قانون هم همین است. در آن آیه دارد، وَ الْوَزْنُ يوْمَئِذٍ الْحَقُ الأعراف، ٨ در روز قیامت میزان همیشه بر اساس حق است، بر اساس حق است، در دنیا چه کار کردی؟ حق است آقاجان، در همین دنیا میآیند حساب آدم را میدهند دست آدم. گفت با هر دستی بدهی با همان دست هم میگیری، در همین دنیا حالا چه برسد به آن دنیا. و الوزن یومئذ الحق، نگاه نمیکنند در دنیا از چه تبلیغ میکردی؟ سر و صدای چه راه میانداختی، به دنبال چه بودی؟ نگاه میکنند که ببینند آیا در دنیا کارت چه بود.

