ضرورت استقامت در سلوک الی اللَه
14لذا روایتی که از امام علیهالسلام به ما میرسد جاودانگی دارد، با رفتن امام حجیت کلام امام نمیرود، تا روز قیامت و پس از قیامت و تا خدا خدایی میکند باقی است این کلام امام است. ولی فتوای مجتهد اینجور نیست، فتوای مجتهد با رفتنش میرود، آن هم الغا میشود و باطل میشود. باید مقلد به مرجع حی و مجتهد حی مراجعه کند. چرا؟ چون مجتهد ولایت ندارد، مرجع، ولایت تکوینی ندارد، ولایت او ولایت اعتباری است و دائر مدار فهم اوست، و فهم او براساس حیات او و اطلاع او به جریانات و مسائلی است که با او سروکار دارد. و وقتی که از این حیات میرود دیگر فهمش بسته میشود دیگر فهمی ندارد، دیگر فهمی ندارد که بخواهد استنباط کند.
مجتهدی که یک روز صبح فتوا میدهد و عصر از فتوایش برمیگردد، یعنی چه؟ یعنی من کلامم جاودانگی ندارد. امروز و الان ساعت ده صبح بر اساس مطالعه این کتاب و رجوع به آن دفتر، رجوع به آن قضیه و مسائل دیگر، این نظریه برای من حاصل میشود. و تنزیلًا و اعتباراً امام این کلام را حجت قرار داد برای مقلدینش. به اعتبارِ امام یعنی به اعتبار حجیتِ امام نه تنها [به صرف کلام خودش]. توجه فرمودید؟
خیلی خب الان میشود ساعت، ساعت ده شب، یک مرتبه من فلان کتاب دیگر مراجعه میکنم عجب! این روایت در قبال این آمده، نگاه میکنم این روایت بر این حجیت دارد و فتوایم عوض میشود. وقتی فتوایم عوض شد، فتوای صبح باطل میشود، مقلد از ساعت ده شب دیگر نمیتواند به فتوای ساعت ده صبح من عمل کند، اگر عمل کند عمل او باطل است. چه شد؟ ولی امام نه! شما میتوانید به کلام أمیرالمؤمنین عمل کنید، به کلام امام صادق عمل کنیم، به کلام امام جواد عمل کنید، به کلام امام رضا عمل کنید، به هر کدام اینها عمل کردید یکی است، یک فتواست، یک حکم است، یک کلام است، یک گفتار است. او نه آن صدتا، امشب یک فتوا، دوباره فردا یکی دیگر، پس فردا ... همینطور ممکن است تا یک هفته روزی چند تا عوض کند.

