ضرورت استقامت در سلوک الی اللَه
17بعد من آنجا در همانجا با خودم فکر کردم، جدا با خودم فکر کردم حالا اگر قرار باشد این هم درست باشد، حالا ما بلند میشویم میرویم یک همچنین کاری بکنیم، بلند شویم برویم سیصد سال عمر کنیم؟ بس مان است بابا! حساب کردیم پنجاه و چند سال از ما گذشته چقدر مگر میخواهیم باشیم؟ هر جا رفتیم دیدیم بابا آسمان همین رنگ است. هر جا رفتیم باور کنید دیدیم آسمان همین است، خورشیدش این است، ستارههایش همین هستند، ماهش همین است بعد هم در این دنیا هم هر چه باشیم مثل اینکه فایدهای ندارد همینیم که هستیم، باب ولش کن برویم آنطرف ببینیم چه خبر است، اینجا که دیگر خبری نیست. واقعا وقتی که نگاه کردم به خودم دیدم که یعنی چه، بابا سه سالش هم اضافی است، همینقدر که یک خرده خودمان را جمع و جور کنیم، حلالیتهایی که باید بطلبیم و خلق اللَه را که اینقدر از خودمان رنجاندیم اینها را درست و راست بکنیم، خیال میکنم پنج شش ماه کفایت بکند اول و آخرش. بعد میگوییم خدایا بسم اللَه برای چه بمانیم دیگر معطلی ندارد.
مرحوم آقا سید احمد، این عرفا حرّ بودند، آزاد بودند،
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود *** ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است1 هر چه رنگ تعلق پذیرد: بیا و برو، آزاد، خلق اللَه بیایند، آزاد، تبلیغات، بنر، آزاد، جمعیت، آزاد، صحبت میکند، ده هزار نفر پای جمعیتش باشند همانجور نگاه میکند که ده نفر، از این ده نفر هم بیشتر خوشش میآید ها! میگوید بابا ده نفر بهتر و راحتتر میتوانیم حرف بزنیم، یک چیزی بگویم برود، چی چی ده هزار نفر، خودمان را جمع کنیم عبایمان نیافتد، بالایمان و پایینمان نمیدانم اینطرفمان آنطرفمان درست راست باشد. این همه، هفت هشت ده نفر بیشتر نباشد. من میبینم گاهی اینطرف و آنطرف که آقا فلان جا صحبت کردندچه جمعیتی آمد، فلان جا جمعیت جمعیت ای داد بیداد، ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است، راحت است.
- حضرت خواجه حافظ شيرازى، غزل شماره ٣٧

