حقیقت حال ائمه در قبال خداوند متعال براساس نحوۀ دعا و مناجات ایشان
10شما که الان میآیید در رساله مینویسید کسی که نمازش باطل است به این [دلیل]، باید قضا کند، خُب این رساله میرود دست همه، از جمله میآید دست این شخص، ای داد سی سال است که من نمازهایم پس باطل است حالا که باطل است باید سی سال قضا کنم من هم حوصلهاش را ندارم خداحافظ شما! مگر انسان میتواند؟ مگر هر شخصی میتواند این کار را بکند؟!
حالا این مطالب باشد برای بعد و با تفصیلات برای بعد، فعلًا یک گوشهای ما دادیم برای اینکه به این ... این چیست؟ این این است که مجتهد بیاید اعلان کند که آقایان بنده وقتیکه انسان دارد یک چیزی را اعلان میکند اینطوری است دیگر بیاید بگوید: آقایان من قابلیت برای این مطلب را دارم، من قابلیت برای اجتهاد دارم، من قابلیت برای فتوا دارم، رساله بدهد بیرون، وقتی رساله میدهد، قابلیت برای این را من دارم! توجّه میکنید! بعد هم اوّلش بنویسد عمل به این رساله مجزی است إنشاءاللَه تعالی! این یکی.
یکی این است که مجتهد مجتهد است ولی صدایش هم درنمیآید، نه اعلان میکند و نه هیچی، فرض کنید که یک نفر مجتهد برای خودش است، نه میآید به کسی بگوید آقا بنده مجتهد هستم، نه اینکه اعلان میکند، نه در سایت و اینترنت میزند خلقاللَه بیایید از من تقلید کنید، نه رساله بیرون میدهد، نه اینطرف و آنطرف، خودش است. یک نفر میآید از او مسئله میپرسد و سؤال میکند: آقا حکم شرعی چیست؟ ایشان میگوید: نظر بنده این است که حکم شرعی این است. این دیگر اعلان نیست، این بیان حکم شرعی است و حرام است بر او که حکم دیگری را بیان کند، چون حکم اللَه را همین حکمی میداند که خودش به او رسیده است. این دیگر در مقام فتوا نیست، این در مقام اجتهاد خودش است. شخص دیگر میآید از او سؤال میکند نمیآید بگوید: آقا بیایید حکم این است، من این را میگویم، همه شما باید این را اطاعت کنید! یکی میآید میگوید: آقاجان بنده میخواهم حکم را از شما بپرسم. از من بپرسی مسئله این است. این مقام ابراز نیست، مقام اظهار نیست، مقام اثبات نیست، این صرفاً مقام ثبوت دارد منتها یک نفر، دو نفر، سه نفر اشخاصی میآیند و از او سؤال میکنند و از او مطلب را [دریافت] میکنند.

