حقیقت حال ائمه در قبال خداوند متعال براساس نحوۀ دعا و مناجات ایشان
11آمده بودند پیش مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در زمان سابق که آقا شما یک رساله عملیه منتشر کنید، چرا نمیآیید رساله عملیه شما نشر بدهید؟ این مربوط به سابق است یعنی زمان سابق، خیلی سابق ایشان گفتند: الحمدلله رساله عملیه هست دیگر. گفتند: نه آقا یکی ... بعضیها که واقعاً میآمدند و احساس میکردند که مسئله اینجا متفاوت است، بودند در همان زمان، زمان سابق، زمان شاه، افرادی میآمدند مسجد قائم پای صحبتهای ایشان، ایشان در روزهای ماه مبارک مسئله میگفتند بین دو نماز، یک ده دقیقه یک ربعی مسائل مختلف، هم مسائل مربوط به روزه که [مبتلابه] بود بعد هم مسائل مربوط به معاملات میگفتند و خیلی پربار هم بود و خیلی متقن بود صحبتهایشان قوی بود. حتّی خیلی از روزها یادم است کتابهای مختلفی نظیر کتاب وافی یادم است میآوردند و از روی همان کتاب وافی میخواندند و معنا میکردند، در بین دو نماز بود.
آمدند بعضیها به ایشان گفتند که چند نفری بودند از همین بازاریها که با خیلی از افراد ارتباط داشتند که آقا چرا شما رساله نمیدهید؟ رساله توضیح المسائل؟ ایشان فرمودند: آقا هست و این چیزها. بعد اصرار کردند که: آقا ما که میدانیم، آخر شما یک پاسخی بدهید که به درد ما بخورد، این حرفهایی که شما میزنید یک پاسخ قانعکنندهای به ما بدهید!
ایشان یک فکری کردند گفتم الان است که از آن حرفها، خلاصه ...، بنده را معذور بدارید که بگویم! فقط گفتند: در جاییکه یک همچنین زمینهای هست بنده پایم را در یک همچنین جایی نمیگذارم! این خیلی بهطور اجمال. ولی پاسخی دادند به آنها پاسخی بود که همه سرشان را انداختند پایین قیافهشان عین لبو همه سرخ شدند. در همین مایهها که تا وقتی یک همچنین وضعیتی هست خلاصه جای ما نیست!
این چیست؟ این شخص میآید میبیند آنکه اهلیت برای فتوا دارد این است، آنکه میتواند مرجع باشد این است؛ منتها نمیآید و رساله نمیدهد، اعلان نمیکند، مطالب را پخش نمیکند، [تبلیغ] نمیکند. وقتیکه میفهمد آیا باز هم میتواند جای دیگری برود؟ میتواند؟! اینجاست که خدا میآید و بر حسب فهم و بر حسب ادراکی که نسبت به هر شخص به او عنایت کرده از او حساب هم میکشد، میگوید: من به تو این ادراک را دادم، حالا حساب میکشم، بر طبق این عمل کردی یا نکردی؟ بر طبق این ادراکت، بر طبق این فهمت، بر طبق این عمل کردی یا نکردی؟

