حقیقت حال ائمه در قبال خداوند متعال براساس نحوۀ دعا و مناجات ایشان
15تعجب است از مرحومشیخعباس که چرا اینها را نقل کرده واقعاً! باعث تأسف است! نیازی ما نداریم؛ خُب آقاجان بگو دعاهای ماه رمضان نداریم، مگر ایراد دارد؟ نهخیر حتماً روز دوازدهم یک دعایی باید باشد، روز هفدهم ... نه آقا این دعا نیامده، نیامده، شما که سند برای این دعا ذکر نکردید شما فرض کنید که سند سند ضعیف است روی چه حسابی دعا را نقل میکنید؟ روی چه حسابی؟ و این مطالبی که واقعاً موجب وهن ائمه است موجب وهن انتساب به ائمه است؛ دعا باید متقن باشد، قوی باشد، انتسابش صحیح باشد، اهل فن میفهمند، اهل فن میدانند چه دعایی برای امام است، هستند کسانی که اصلًا نیازی به مراجعه به سند روایت هم حتّی ندارند به سند دعا ندارند؛ دعای زیارت جامعه کبیره نیاز به سند ندارد میگویید: آقا این باید برای امام باشد، غیر از امام نمیتواند این زیارت جامعه را بگوید اصلًا نمیتواند بگوید، توجّه کردید؟ یا فرض کنید که مناجات شعبانیه را غیر از امام نمیتواند بیان بکند؛ یعنی عبارات عباراتی نیست که شخصی بتواند مونتاژ کند فوراً مچ او باز میشود، مچ او پیش اهل فن فوری باز میشود که این آمده از خودش در آورده، اختراع کرده.
آمد پیش امامصادق که: یابنرسولاللَه من دعایی اختراع کردم، حضرت فرمودند: به تو چه مربوط است که بیایی اختراع بکنی! تو کی هستی که بیایی دعا اختراع بکنی اصلًا؟ ما باید بیاییم به شما یاد بدهیم، ما باید بیاییم به شما بگوییم که چه بگویید، چه نگویید. بله، آدم در قنوتش هرچه میتواند بگوید دعا هرچه میتواند بکند. امّا اینکه بیاید یک چیزی را بگوید و مطرح کند، مثل اینکه فرض کنید که دیدید اینطرف و آنطرف زیارت درست کردند زیارت این، زیارت آن!
ما یکوقتی رفته بودیم در لبنان خدا رحمت کند مرحوم همان مسئول [حزب اللَه] آقایسیدعباسموسوی خدا بیامرزد، آدم خوبی بود من راجع به ایشان تعریف شنیده بودم که مرد خوبی است و حالاتی هم داشت و چیزهایی از او تعریف میکردند، ما رفتیم در آنجا یک دفعه به اتّفاق دوستانی که در آنجا هستند خیلی وقت پیش، وقتی ما میخواستیم برویم تشکیلاتی برای ما آنجا درست کردند بیا و برو و نمیدانم فیلم و اینها بیایند و زیارتی خوانده شود و بعد هم تشکیلات و بعد هم اینها را ضبط کنند، ما تا آمدیم فهمیدیم قضیه چیست، گفتیم که برویم یک فاتحهای بخوانیم و دو رکعت هم نماز تحیت، بعد یکی آمد جلو شروع کرد زیارت خواندن گفتم: ما فاتحه میخوانیم و دو رکعت نماز تحیت اینها همه ضبط شده حالا لابد پخش کردند نکردند نمیدانم همانجا ایستادیم قشنگ یک حمد خواندیم و با یک فاتحه، واقعاً من نسبت به ایشان هم ارادت داشتم و واقعاً ایشان را مرد بسیار خوبی میدیدم مرد صالحی میدیدم، حتّی شب را در منزل ایشان هم خوابیدیم شب خوبی هم بود با رفقا و دوستانی که الان هم در قید حیات هستند، همانها خدا حفظشان کند و خدا توفیق به آنها بدهد. و صحبتی هم کردیم خلاصه خوب بود مجلس خوبی بود. خلاصه آنجا یک حمد خواندیم و یک فاتحه خواندیم و بعد رفتیم کنار دو رکعت هم نماز تحیت، خداحافظ برویم. تمام قضایا و تشکیلات و میخواستند بگویند آقا زیارتنامه و دیگر ... گفتم: خداحافظ إنشاءاللَه اینها را بگذارید برای افراد و اشخاص دیگر! همان حمد و فاتحه هم به روح آن مرحوم برسد خیلی است، دیگر خیلی خیر و برکت که نداریم! بخواهیم [اضافه هم کاری] بکنیم همانهایی که به ما گفتند و همان انجام شود. توجّه کردید؟ تمام شد. نیاز نداریم.

