حقیقت حال ائمه در قبال خداوند متعال براساس نحوۀ دعا و مناجات ایشان
17یک بار تابحال نشده ... و این را بگویم خدمت رفقا دیدم و شنیدم که رفقا میگویند که آمدیم و رفتیم حرم و سر مزار مرحوم آقا! تا میگویند «وَ» میگویم: «وَ» دیگر نیست، ما «وَ» نداریم، حرم مشرف شدیم تمام، بله این که شما میگویید میخواهیم حرم برویم و مزار مرحومآقا، ما واو نداریم، ما معیت نداریم. مرحومآقا نیامد خودش را در کنار امامرضا مطرح کند، مرحومآقا آمد گفت که: فقط یک حقیقت وجود دارد آن هم حقیقت حقیقت علیابنموسیالرضا است تمام شد. و افتخار ایشان به این است که بگویند: مرا پایین پای امام دفن کنید، این افتخار برای یک ولّی خداست، این افتخار است، این فخر است و باید همه اینطور باشند.
یکی میگفت: که آقا من وقتیکه حرم مشرف میشوم از حرم که بیرون میآیم تا دم مزار مرحومآقا را حرم میدانم و رواق میدانم و با پای پیاده میآیم، گفتم: خیلی بیخود میکنی و خیلی کار نابجایی انجام میدهی. گفتم: بنده هر وقت بخواهم کفش میپوشم قشنگ حال داشته باشم میآیم یک فاتحه میخوانم، حال نداشته باشم آن هم نمیآیم، یک فاتحهای در راه میخوانیم، توجّه میکنید!
میگویم: تا الان بنده شخصی را به وسعت و سعه و ادراک و افق مرتبه مرحوموالد ندیدهام و نشنیدهام، ولی امام جای خود دارد، امام امام است، امام حسابش جداست، حساب امام جداست، حساب امام رضا جداست، حساب امام جواد جداست، حساب موسی بن جعفر اینها حسابهایشان جداست، توجه کردید! هرچیزی جای خود دارد، هرچیز جای خود دارد.
فعل آنها را حجت محض میدانم، کلام آنها را حجت محض و حجت مطلق میدانم، رفتار آنها را حجت محض میدانم، ولی در عین حال حساب آنها و حساب امام را هم جدا میدانم. هرچیزی در جای خودش، و در فضای خودش و در موقعیت خودش باید [باشد] این مکتب مکتب تشیع است، مکتب تشیع این است، مکتب تشیع این را به انسان میگوید و شما بدانید چقدر ایشان حساس بودند روی این مسئله، این را بنده خبر دارم، این جلد هجده امامشناسی ایشان اصلًا برای این نوشتند، جلد هجده امامشناسی را برای همین نوشتند: که حساب امام معصوم جداست.

