حقیقت ولایت امام علیه السلام
16این آمادگی که الان برای او است از ده سال پیش بوده، یعنی از ده سال پیش آن استاد، آن ولی خدا میداند که چه جریاناتی برای این در شرف تکوین است و چه مسائلی دارد اتفاق میافتد از ده سال پیش شروع میکند تلنگر را زدن، تلنگر را زدن، تلنگر را زدن تا اینکه این کمکم کمکم آماده شود. اینطور نیست که یکدفعه انسان آماده شود، کمکم انسان به یک مرحلهای از اقتدار نفسانی میرسد و یک قدرت تحلیل و قدرت هضم و قدرت برخورد با مسائل مختلف و جریانات متمایز برای او حاصل میشود، این قدرت یکدفعه پیدا نمیشود، ده سال کار دارد، هفت سال کار دارد، پنج سال کار دارد بسته به میزان استعداد تلقی شخص در شنیدن و عمل کردن به این مطالب.
این مطلبی است که اغلب ما از درک این مطلب آنطوری که باید و شاید اطلاع نداریم. آنهایی که در زمان پیغمبر بودند دچار همین اشکال و همین اشتباه شدند؛ آنهایی که در زمان أمیرالمؤمنین بودند دچار همین اشتباه شدند؛ خیلی از آنهایی که در زمان بزرگان و اولیاء خدا بودند دچار همین اشتباه شدند، البته خب بله در میان آنها شاگردانی بودندکه اینها نه! این اشتباه را مرتکب نشدند، مثل مرحوم آقا.
عرض کردم خدمتتان کرارا که ایشان میفرمودند ما هر مطلبی را که آقای حداد بیان میکردند، آن مطلب را اول به خودمان میگرفتیم که ایشان این حرف را دارند برای ما میزنند. آخر آنجا بودند ما میدیدیم افرادی در آنجا بودند وقتی آقای حداد یک حرف میزدند، آنها چاییشان را میریختند: آقای حدادی داشته باشیم و چایی و قهوه را بخوریم و با بقیهاش کاری نداریم! آقا به این حرفی که او دارد میزند گوش بده! برای دیوار که نمیگوید! ... ما کاری به این حرفها نداریم. من در همان موقع اعتراض میکردم، به من میگفتند برو جوجه! (به من میگفت یکی از همینها) برو جوجه! دو روز است آمدی برای ما [اظهار نظر میکنی]، گفتم چه جوجه چه خروس کاری به تو ندارم، این غلط است، این روش غلط است، حالا میگویی جوجه یا خروس یا مرغ، مرغ که نیستیم، هر چه میخواهی بگویی بگو، این راه غلط است، این روش غلط است و بعد هم معلوم شد که غلط است. همین مسأله آنها را به قعر هلاکت و قعر جهنم درانداخت و هنوز هم که هست بر همان قعر فرومیروند.

