حقیقت ولایت امام علیه السلام
9موسی بن جعفر در زندان است و هر کاری بخواهد بکند میکند و واقعا هم معتقد بودند. میدانستند امام که در زندان هست، برای او زندان و بیرون فرقی نمیکند، برای او فرقی نمیکند. در غل و زنجیر است، ولی تمام عوالم ملک و ملکوت را او میگرداند. همان هارونی که روی تخت نشسته را او نگه داشته است. اراده او نباشد هارون در یک لحظه عدم است، نه اینکه از بین میرود، یعنی شما نگاه به هارون میکنید که روی تخت نشسته، یکدفعه میبینید تخت خالی است و عدم شد! تمام شد. کجا رفت؟ کجا دفن شد؟ تمام کره زمین را بگردید، ببینید جنازهاش را پیدا میکنید، بگردید. ولی وقتی امام اراده برای عدم بکند، شما دیگر هیچ کجای کره زمین جنازه این مرتیکه را نمیتوانید پیدا کنید، هیچ کجا! کره ماه هم بروید بگردید، حضرت فرستاد کره ماه، بروید بگردید در کره ماه است؟ بروید در سایر کرات، یکدفعه میشود عدم. امام در زندان است، در غل و زنجیر است، در سجده است، دارد ذکر یونسیه در سجده میگوید یا اذکار دیگر، ما چه میدانیم چه ذکری امام میگوید، ما که عقلمان نمیرسد امام چه میگوید. تمام عوالم ماسوی اللَه را دارد او میگرداند، جبرائیل الان به نفس این امام زنده است، امام اراده کند جبرائیل عدم است، یعنی اصلا جبرائیلی وجود ندارد که به او بگوییم جبرائیل، عزرائیلی دیگر وجود ندارد که بیاید جانی را بگیرد، میشود عدم.
آنوقت اینها این مطالب را میدیدند، خب قبول هم میکردند در حدود فهم خودشان، یکدفعه میدیدند امام رضا علیهالسلام شهید شد و آن کسی که بعد از امام رضا هست یک طفل نه ساله است، مگر میشود؟ یکدفعه همه هنگ میکنند و میمانند، خدایا چه به سرمان آمده است! این چه اوضاعی است! آخر بعد از امام که نمیشود زمین خالی از امام باشد، از آنطرف هم که میگویند غیر از این شخص نیست، نمیدانم عموی حضرت آمده و دارد جوابهای عوضی میدهد، چرت و پرت میگوید، از او سوال میکنند، نمیدانم از سردرد میپرسند، از روده جواب میدهد، سوال از روده میکنند از نمیدانم کجا میگوید. توجه کردید؟ اصلا این کیست! این چیست!

