حقیقت ولایت امام علیه السلام
10بعد یکدفعه امام جواد علیهالسلام وارد میشوند، وقتیکه آنها از سوالاتشان میپرسند، حضرت شروع میکنند دریا را راه میاندازند، دریای [معرفت] را. اصلا اینها گیج میشوند که سوال چه بود، حضرت هزار تا شِقّه برای آن سوال درست میکنند و میگویند، کدام یک منظورتان است؟ هیچی بابا تسلیم! اصلا سوالمان را پس گرفتیم. این میماند، چرا میماند؟ چون قبلش را درست نکرده، زمینه قبلی را درست نکرده، امام را نشناخته، ظهور و تجلی حق را در این مَظهر و در این قالب نفهمیده است، این ظهور را به خود این مَظهر نسبت داده و وقتی این ظهور و این تجلی به مَظهر نسبت داده میشود، یکدفعه وقتیکه یک چرخش پیدا میشود و مسأله تغییر پیدا میکند، یکدفعه در اینجا گیر میکند، پس این چه شد؟ قضیه میرسد به چه کسی؟ به امام زمان علیهالسلام. همه میگویند امام جواد و امام هادی و ما اصلا سراغ امام زمان را نگرفتیم تا حالا.
اینها همه ظهور خداست. عمدا خدا میآید و ولایت خودش را در یک طفل نه ساله متجلی میکند به عنوان ولی، تا اینکه این مطلب را به ما بفهماند ولایت در قالب نمیگنجد عزیز من، ولایت در ظرف نمیگنجد، ولایت یک حقیقت تجردی است، یک حقیقت توحیدی است و توحید از نقطه نظر تکوین و از نقطه نظر تشریع در همه عوالم یکسان است، استثنا برنمیدارد. واقعه توحید و قضیه توحید و قانون توحید استثنا ندارد که در یک جا اعمال شود و در یک جای دیگر اعمال نشود.
این حقیقت ولایت در امام زمان علیهالسلام در چه سنی بود؟ چهار سال یا پنج سال. شما الان یک طفل پنج ساله را در نظر بگیرید، ما عوالم ملکوت را میگوییم پیشکش، عوالم ناسوت پیشکش، کرات کهکشان پیشکش، نمیدانم منظومه شمسی پیشکش، همه پیشکش، کره زمین پیشکش، نمیدانم کشور ایران، بله! پیشکش، نمیدانم استان مرکزی پیشکش، نمیدانم همه اینها پیشکش، قم پیشکش، این خانه، این بچه پنج ساله اگر میتواند این ستون را از اینجا بردارد بگذارد آنجا، آن ستون را بردارد بگذارد اینجا، ما به او ایمان میآوریم، بکند! همه اینها پیشکش. یعنی آمدیم کمترینِ کمترین چیزی که ما میتوانیم برای یک شخصی بگوییم که امام است را قرار دادیم. این بچه پنج ساله این ستونی را که در اینجا جلوی من است، بدون اینکه این سقف بیاید پایین، بدون اینکه بمب، نارنجک، دینامیت بگذارند و این سقف برود هوا، بدون این حرفها، جایش را با این ستون عوض کند، بدون اینکه این سقف ترک بردارد، اگر توانست؟

