حقیقت ولایت امام علیه السلام
7یک ردّ الشمس دیگری بود در زمان بعد از رسول خدا و در زمان خلافت خود حضرت أمیرالمومنین و بعد از جنگ صفین که برمیگشتند، در بابل اتفاق افتاد. این هم مرتبه دوم. ما میگوییم آقا أمیرالمومنین علیهالسلام ردّ الشمس کرده است، أمیرالمومنین چه کرده است، أمیرالمومنین این کار را انجام داده است. اینکه میگوییم أمیرالمومنین علیهالسلام این کار را کرده خب بله! این ظهور، واقعی است، یعنی این ظهور از این مَظهر الان متجلی شده است، معاویه نمیتواند بیاید ردّ الشمس کند، عمروعاص و امثالهم ردّ الشمس نمیتوانند بکنند.
اما اینکه ما الان میبینیم أمیرالمؤمنین علیهالسلام ردّ الشمس کرده، در اینجا ما دو دیدگاه نسبت به این مسأله میتوانیم داشته باشیم؛ یکی اینکه نگاه کنیم ببینیم این علی الان چه مقامی پیدا کرده است، چه موقعیتی پیدا کرده است و این مقام و این موقعیت به او این اقتدار را داده است، به او یک همچنین قدرتی داده و یک همچنین قوتی داده، که آمده یک همچنین کار غیر ممکنِ مرتبه عادی نه غیر ممکن عقلی، غیر ممکن به حسب عادی را ممکن کرده است. خب این یک دیدگاه است و اشکال هم ندارد و بالاخره این دیدگاه اهل ظاهر است و خب به همین جهت بین أمیرالمؤمنین و بین سایر افراد یک امتیازی در اینجا طبعا وجود پیدا میکند.
مطلب عمیقتر و دیدگاهی دیگر، این است که انسان میبیند این علی در اینجا واسطه برای ظهور و تجلی خدا در این قضیه است. یعنی این واسطه و این ظهور الان دارد آن حقیقت و آن مُظهِر را در خارج متجلّی میکند. یعنی ظهور و بروز آن مُظهِر است در خارج، ظهور آن تجلی است در خارج و مسأله به آن اصل و به آن حقیقت نسبت داده میشود. که البته در اینجا هم خداوند بر حسب آن اراده تشریعی خودش و همینطور تکوینی خودش و مقام تربیت و تزکیه خودش میآید و نشان میدهد که باید از این مَظهر شما پیروی کنید، این مَظهر در اینجا باعث پیروی است، این مَظهر.

