بیان حقیقت توحید افعالی
11مرحوم آقا نه، اینطور نبودند. مرحوم آقا وقتیکه میرفت پیش استاد کاری نداشت به هیچی: ما آمدیم اینجا هر کسی میخواهد اینجا باشد باشد تنها باشد، شب تا صبح مینشستند اینها اصلًا خواب نداشتند شب تا صبح مینشستند با هم حرف میزدند ما هر وقت از خواب بلند میشدیم میدیدیم دارند با هم حرف میزنند. بعد هم یواشکی یکچیزهایی هم گوش میدادیم پتو را میزدیم کنار، یک چیزهای مگو را ما تبدیل به بگو میکردیم! البته یکدفعه اواخر عمر مرحوم آقا یک چیزی بود از دهانمان پرید. گفتند: تو این را از کجا میدانی؟ گفتم که: آقاجان این برای آن شبهایی که با هم تا صبح با آقای حداد حرف میزدید. گفتند: إ! پس تو هم شنیدی؟ گفتم: بله بنده شنیدم. گفتند: دیگر چه شنیدی؟ گفتم: نه، خیلی نشنیدم. گفتند: حالا کاری ندارم ولی صدایت درنیاید! خب این [اتفاقات] دست خودشان است دیگر، با ما بازی میکنند!
وقتی هم که میآید میبیند نه، در منزلش افرادی هستند و جمعیتی هست باز برایش فرقی نمیکند، چه تنها باشد چه ... او آمده در اینجا همه جل و پلاسش را در اینجا دیگر ریخته، باراندازش را در اینجا قرار داده، همه امورش را آمده فقط در همینجا متمحض کرده، چیز دیگری را در ذهن نیاورده، جای دیگری را قرین برای اینجا قرار نداده، لذا میآید و نتیجهاش را هم میگیرد و میبرد، توجه کردید؟
صحبت این بود که این برقی که در اینجا هست این برق همه این اصلش و ریشهاش و منبعش همان نیروگاهی است که آن نیروگاه این را دارد تولید میکند. حالا این برق، کاری را که در بیرون دارد انجام میدهد به حال انسان مفید باشد، مثل اینکه چراغ روشن است، پنکه میچرخد یا اینکه به حال انسان مضرّ باشد، در هر دوی اینها این برق تقصیر ندارد، این وسیله تقصیر ندارد آن کسی که از این دارد این استفاده را میکند آن مقصّر است برای کیفیت استفاده، خود این دستگاه تأثیر ندارد خود دستگاه نه حُسن متوجهاش میشود نه قبح متوجهاش میشود تمام اینها به آنجا برمیگردد. چرا؟ چون دستگاه از خود شعور ندارد، توجه کردید؟ شعور ندارد. این را داشته باشید این مسئله بزنگاه اینجاست.

