بیان حقیقت توحید افعالی
13تجلّی پروردگار نسبت به خلایق به همین کیفیت است، این تجلّی تا وقتی است که پروردگار باشد و اراده پروردگار باشد، اگر اراده پروردگار نبود دیگر آن هم در خارج نیست، نه اینکه خدا اگر اراده بکند این شیء را خلق میکند بعد خودش نشسته خلایق دیگر با هم مشغولند میخورند و میخوابند و کار و کسب و زندگی و اینها میکنند و کاری هم به کار خدا ندارند، نخیر، هم در حدوث و هم در بقاء این متجلّی قائم به تجلّی است و ظاهر، قائم به ظهور است و مربوط، قائم به حقیقت ربطیه است و وجود ربطی است. آن حالت آن اتصال ربطی، خود او تا مادامی است که ذات پروردگار، اراده پروردگار، مشیت پروردگار بر این مسئله باقی باشد وقتیکه باقی نبود دیگر چیزی در خارج نیست که به او بگوییم متجلّی یا اینکه به او بگوییم مخلوق. پس بنابراین در اینجا هم حدوث و هم بقاء که عبارت است از حدوث متلاصق و مستمر، حدوث متلاصق و مستمر که هیچ آنی از آنات در آن متخلل و فاصله بین این دو نقطه نمیتواند ایجاد بکند این سلسله مستمره ثابته این همان حقیقت تجلّی است که آن از ذات پروردگار است.
بنابراین وقتی شما نگاه بکنید میبینید که آن ذات پروردگار به همان شعور و به همان قدرت و به همان فهم و به همان بصیرت و به همان علم، آن در هرجا که تجلّی کرده باشد آن شعور و فهم و علم و بصیرت و ادراک و قدرت و توان هم در آنجا هست، دیگر اینطور نیست که از جای دیگر بخواهد کسب کند چرا؟ چون وجود حق تجلّی کرده وقتی تجلّی تجلّی وجود است در این وجود همه چیز خوابیده هم علم خوابیده، هم قدرت خوابیده هم توان خوابیده استعداد خوابیده، در همه اینها فعلیت خوابیده و در همه اینها حرکت خوابیده همه اینها در این تجلّی باقی است، البته برحسب خود آن کیفیت تجلّی متجلّی هم فرق میکند از نظر قوه و ضعف و شدت و نقصان و آن میزان برای این حیازت علم و قدرت و اینها آن برحسب آن مراتب مختلف است.

