بیان حقیقت توحید افعالی
14روی این جهت وقتیکه ما میگوییم که همه افعال منتسب به اوست از این جهت که بدون این ارتباط، بدون این ارتباط این افعال امکان ندارد درست است، یعنی همانطوری که خود وجود ما بدون اراده حق آن وجود اصلًا معنا ندارد و تحقق ندارد، افعال ما که اینها وجود ثانی ما هست آنها هم بدون این اراده و بدون آن امکان ندارد، آن امکان تحقق، ممتنع است، برای همان دخل و تصرفاتی که مبتنی بر همان وجود است.
این مسئله در اینجا هست که وقتیکه انسان این عمل را انجام میدهد و این فعل را انجام میدهد وقتی که نگاه میکند به خودش، چون این تجلّی همان وجود است وقتی تجلّی آن وجود باشد نمیتواند خود را مسلوب الاختیار نسبت به مسائل و اینها ببیند، آن که مسلوب الاختیار است چراغ است، چراغ اختیاری از خودش ندارد پنکه اختیاری از خود ندارد، کولر اختیاری از خود ندارد، ضبط و میکروفن و اینها اختیار از خود ندارند اختیارشان در دست ماست، اینها فقط یک جنبه ربطی دارند با آن منبع خودشان، و وقتیکه ما آن جنبه ربطی را برقرار کردیم اینها مشغول فعالیت میشوند وقتی آن جنبه ربطی را ما قطع کردیم اینها هم از فعالیت دست میکشند و میایستند. ولی آن فرقی که بین ما و بین اینها است این است که ما این حالت را در خود داریم، اینها ندارند ما داریم، یعنی حالتی که من دارم انجام میدهم چرا؟ چون من تجلّی وجود هستم، وجود در آن هم علم است هم قدرت است، هم در آن این استعداد است، هم در آن فعالیت است و هم همه چیز هست. پس بنابراین هیچوقت نمیشود که انسان خودش را و حقیقت خودش را در این مرتبه از وجود البته ما یک مراتب دیگری هم داریم، که آن البته فعلًا بحث ما نیست در این مرتبه از وجود که الان ما هستیم چون خود وجود دارای مراتب مختلف است، شئون مختلف است، حالات مختلف است، خصوصیات مختلف است، در این شأنی که ما الان هستیم که با اختیار خود بلند میشویم با اختیار خود مینشینیم، با اختیار خود غذا میخوریم با اختیار خود دست از غذا میکشیم، با اختیار خود میخوابیم و با اختیار خود از خواب برمیخیزیم و امثال ذلک، در این شأنی که الان هستیم در این موقعیت این احساس اختیاری که داریم همین مسئلهای است که اقتضا میکند فعل را به خودمان هم نسبت بدهیم، بله در یک شأن دیگری هم هست در یک موقعیت دیگری، که ما در آن موقعیت از خود اختیار نداریم میشویم لامپ، میشویم پنکه و کولر میشویم این دستگاه توجه کردید؟ این دستگاه [اختیار ندارد] آن زمان تکلیف نیست، در آن زمان دیگر نمیگوییم من این کار را کردم، در آن زمان اصلًا خوبی و بدی هر دو از بین میرود.

