بیان حقیقت توحید افعالی
15الان که من دارم صحبت میکنم الان صحبت را خوب میبینم اگر خوب نمیدیدم از آن بالا پایین نمیآمدم، میبینم رفقا میآیند اینجا هستند بگوییم بخندیم، بالاخره شبهای ماه رمضان است رسیدیم به آخرش و ماه رمضان هم تمام شد و ما چه عرض کنم دیگر، جز امید به رحمت خدا و بخشش و لطف خدا و همین فقراتی که حضرت میفرمایند ما دیگر غیر از آن هیچ چیزی را احساس نمیکنیم هیچ مطلبی را احساس نمیکنیم.
انسان در یک موقعیتی ممکن است به یک مرتبهای برسد که از مرتبه خوبی و بدی از افعال بگذرد و فقط فعل را فعل خدا ببیند و خود را هم آلتی از آلات و واسطهای از واسطهها ببیند، در آنجا بدی اصلًا وجود ندارد که انسان بخواهد بگوید این عمل بد را من انجام دادم یا کسی دیگر انجام داده، در آنجا اصلًا خوبی معنا ندارد که من بگویم این عمل خوب را خدا انجام داده توفیق داده یا من انجام دادم، انسان یک عمل میبیند یک حرکت میبیند در کل عالم، یک ذات میبیند در کل عالم، یک صفت میبیند در کل عالم و یک اراده میبیند در کل عالم، کل عالم میشود یک اراده که آن اراده طبق خواست و طبق مشیت الهی در حال حرکت است.
تمام صحبت ما و فرمایشات امام سجاد علیه السلام و مطالبی که ائمه هدی، اولیای الهی و بزرگان اهل معرفت برای ما به صورت دعا و یا غیر دعا بیان کردند همه اینها مربوط به قسم اول است، نه مربوط به قسم دوم. در قسم دوم در آنجا درک و فهم فقط به یک نقطه است و در آنجا کثرتی را اصلًا مشاهده نمیکند که بخواهد نسبت به او قضاوت کند، در آنجا عابد و معبودی را اصلًا نمیبیند که بخواهد خودش را عابد و پروردگار را معبود ببیند. در آنجا محب و حبیبی را دیگر اصلًا مشاهده نمیکند که یکی را محب و دیگری را محبوب و حبیب ببیند. در آنجا ذاکر و مذکوری را دیگر اصلًا تصور نمیکند. فقط در آنجا یک ادراک است و آن ادراک ادراک به ذات واحد و ادراک به صفت واحد و ادراک به اسم واحد و ادراک به اراده و مشیت واحد است یک اراده فقط میبیند در آنجا، نه اینکه این از خودش بخواهد کاری انجام بدهد، آن از خودش بخواهد مسئلهای انجام بدهد آن از خودش بخواهد تکلیفی انجام بدهد، تمام این مطالب مربوط به قسم اول است؛ در قسم اول یعنی همین حالی که ما الان هستیم این حالی که باعث شد شما از منزلتان بلند شوید بیایید اینجا و بعد هم که اگر صحبت تمام شد دوباره به منزل خود مراجعت کنید در آن حال اول کس دیگری شما را میآورد اینجا نه خودتان، و کس دیگری شما را از اینجا میبرد نه اراده خودتان، کس دیگری غذا به شما میخوراند نه اختیار خودتان و کس دیگری دست از غذا برمیدارد نه خود شما! در آنجا خود شما و آن کس دیگر هر دو در یک وحدت در آنجا قرار دارید و یک اراده در آنجا حاکم است نه دو اراده که میخواهد این اراده به آن اراده دیگری برسد.

