بیان حقیقت توحید افعالی
16روی این جهت دعاهایی که ائمه علیهم السلام میفرمایند، مطالبی را که از بزرگان به دست ما رسیده، حالات ابتهالی که هست، گریههای امیرالمؤمنین در مسجد کوفه، مناجات آن حضرت دعای امامحسین در روز عرفه، دعاهای ابیحمزه ثمالی و دعاهای امام سجاد که این همه ادعیه رسیده و همینطور سایر ادعیههایی که ما در این مکتب تشیع و آثاری که از معصومین علیهم السلام به دست ما رسیده تمام اینها مربوط میشود به آن حالت اولی که در آن حالت ما خود احساس میکنیم احساس خوبی میکنیم احساس بدی میکنیم، احساس اختیار میکنیم، در این حال این دعا باید خوانده شود و در آن حال دوم دیگر اصلًا دعا معنا ندارد چه را میخواهد بخواند؟!
وقتیکه یک شخص در ذات خود یک اراده میبیند دیگر دعای ابوحمزه به چه دردش میخورد؟ دعای ابیحمزهای نیست دیگر دعای امام حسین در روز عرفه میخواهد چه کار کند! این هرچه هست را «او» میبیند، بدی نمیبیند خوبی نمیبیند تا اینکه بخواهد مطلب را اینطرف و آنطرف کند، یک اراده میبیند و یک ذات میبیند و اینها افرادی هستند از اولیایی که در مقام «فنا» هستند، این فنائی که به گوش رفقا و دوستان رسیده این مقصود است.
البته برای سالک در طول سیر گاهی یک همچنین مسئلهای بهنحو «حال» نه ملکه و منزل و مقام، بلکه بهنحو حال رخ خواهد داد یک مسائلی یک چیزهایی که خدا بگوید از این چیزها هم هست، از این قضایا هم خلاصه ما داریم، در پروندهمان در فایل و این چیزهایمان از این تیکها هم میشود پیدا شود، فقط اینطور نیست که همه حالات به یک کیفیت باشد، البته این حالات حالاتی است که دوام ندارد ممکن است موقت باشد، اصلًا ممکن است در آن حال برای انسان حالت غشوه و بیهوشی پیش بیاید، ممکن است در آن حال انسان حالت عدم توجه داشته باشد شخصی پیش انسان باشد بگوید این کجاست، چیزی حالیش نیست متوجه نیست، این توجهی ندارد، چرا به مسائل توجهی ندارد؟! یک همچنین خصوصیاتی برای انسان میآید که برمیگردد.

