بیان حقیقت توحید افعالی
18خب ما بهخاطر هزار تا مسئله است که گناه نمیکنیم اما دلمان میخواهد خوشمان میآید! کی از این گناه بدش میآید؟ اگر بدش میآمد کسی گناه نمیکرد، اگر دروغی که منفعتی برای انسان بیاورد لذت نداشت کسی دروغ نمیگفت، اگر تهمت و غیبتی برای نفس موجب منفعت نبود کسی تهمت و غیبت نمیکرد، اگر فرض کنید عمل خلافی که این برای انسان لذت نداشته باشد مگر انسان مریض است بیاید عمل خلاف کند، آن کسی که میآید فرض بکنید که هزار تا تهمت میزند برای رفیقش این و آن پرونده درست میکند و برای یک روز بیاید شکستش بدهد و آبرویش را ببرد و رأی نیاورد و همین بازیهایی که در این دنیا در این دنیا هست و همیشه هم ظاهراً هست و هیچوقت ترک نخواهد شد!
این مسائل تا برای انسان لذت نداشته باشد انسان که نمیرود انجام بدهد، انجام نمیدهد توجه کردید؟ پس لذت گناه در ما هست بهخاطر یک عللی انجام نمیدهیم، این که الان انجام نمیدهیم به خاطر اینکه انجام بدهیم فردا طرف میآید مچ ما را میگیرد، خیلیخب بابا تو نگو من هم نمیگویم! میگویند بعضی از اینهایی که نمیدانم حالا کجا میخواستند بروند با هم [مناظره] کنند آن گفت فلانی من از تو فلان چیز را دارم او هم گفت من از تو فلان چیز را دارم، گفت خیلیخب پس در این قضیه نه تو بگو نه من بگویم. با هم خلاصه توافق میکردند که برویم از همدیگر نگوییم. این سنت رسول اللَه! بله سنت رسول اللَه را داریم انجام میدهیم! بگذریم! بهتر است که ... سنت رسول اللَه در زمان پیغمبر هم اینطوری بود! در زمان امام صادق هم اینطوری بود! امام صادق اینطوری به اصحابش یاد داد هان؟ اینطوری یاد داد؟! این اسلام را یاد داد! امام رضا این را یاد داد؟ نعوذ باللَه.
لذت گناه در ما هست، شوخی هم ندارد منتها خیلیخب حالا انسان انجام نمیدهد ترک میکند. وقتیکه آن حالت معنویت پیدا شود حالت اتصال که شبهای قبل عرض شد، آدم میبیند ولو اینکه کسی نیست نمیرود به طرفش چرا؟ چون میبیند یک چیزی را از دست میدهد، برای اینکه از دست ندهد میرود چهکار میکند؟ به سمتش نمیرود ولو اینکه کسی نیست. حضرت یوسف دید اگر بخواهد این عمل خلاف را انجام بدهد همه چیز را از دست داده، لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ ... یوسف، ٢٤ این است؛ آن کدورت گناه و آن دوری گناه را خدا میگوید ما به حضرت یوسف نشان دادیم اگر میخواهی به ما نزدیک بشوی نباید این کار را انجام بدهی، اگر بخواهی دور بشوی بسم اللَه، میخواهی دور بشوی بیا انجام بده مسئلهای نیست هیچکس هم نمیبیند، این خانم هم آمده همه درها چهل قفله کرده اگر پنجاه تا هزار تا سرباز هم بیاید نمیتواند این درها را باز کند خاطرت جمع از این مسئله هیچ کس خبر پیدا نمیکند! اما ما که هستیم، نه اینکه ما هستیم خود نفس عمل که هست، حالا ما هم نباشیم ملائکه هم نباشند، ملائکه چپ و راست هم نباشند ننویسند، خود عمل در اینجا هست یا نیست؟ اصلًا کاری به ملائکه نداریم اصلًا ملائکه هم نبینند چشمشان را ببندند خود عمل را چهکار میکنیم؟ بله اگر میتوانید تصرف کنید آن کدورتی که در باطن این عمل است بکشی بیرون، برو انجام بده هیچ اشکال ندارد.

