بیان حقیقت توحید افعالی
19اگر عمل تو کدورت نمیآورد برو انجام بده مسئلهای نیست شرعاً هم اشکال ندارد، شرعاً عملی حرام است که مکدّر است، عملی مکروه است که مکدّر باشد به حسب مراتب. اگر یک عملی مکدّر نباشد و موجب ابتعاد بنده از خدا نباشد شرعاً امکان ندارد حرام باشد، امکان ندارد مکروه باشد و این خودش اصلًا یک فصلی است که یکی از قاعدههای مهم قاعده اصولی و استنباط اصلًا این مسئله است که انسان وقتیکه نگاه کند حتی ببیند در متون، در منابع در مدارک راجع به فلان عمل [روایتی] نیست ولی وقتی انجام میدهد احساس کدورت میکند نباید انجام بدهد. نباید بگوییم آقا اینکه اشکال ندارد به حسب ظاهر قاعده حل و برائت و امثال ذلک در اینجا اباحه میآید و حکم به ظاهر هم باید کرد. آقا این الان در نفسش کدورت دارد احساس میکند قبض دارد احساس میکند حالتی که پیدا میکند حالت دیگر حالت نورانیاش از بین رفته، تو چطور میگویی برو انجام بده و باز هم انجام بده و باز هم انجام بده به صرف اینکه نیست، نه این نیست. وقتیکه انسان احساس میکند که این مسئله مسئلهای است که برای او و هر شخصی هم میتواند مطلب را احساس کند معمای مشکلی نیست لذا اینجا باید انسان این مطلب را باید در نظر بگیرد.
پس بنابراین این که امام علیه السلام در این ادعیه و امثال ذلک میفرمایند که خدایا همه گناه از من است، اگر تو عنایت نکنی من چه میکنم، اگر تو لطفت شامل نشود؛ این بهخاطر این است که خود انسان این ظرفی که خدا قرار داده این خصوصیتی که قرار داده در یک موقعیتی است که در آن موقعیت اگر قرار باشد که آن نور نباشد جایگزین او ظلمت خواهد شد، آن ابتعاد خواهد شد یعنی همان حال و همان مرتبه وجودی که در آن مرتبه وجودی ا نسان این کدورت را میفهمد. در آن مرتبهای که انسان کدورت را نفهمد همانجایی است که رتبه دوم است، یعنی در آن قسم دوم که عرض شد خدمت رفقا که در آنجا انسان نه خوبی میفهمد، نه بدی میفهمد و فقط در آنجا یک اراده میفهمد این بحثها هم دیگر تبعاً در آنجا نخواهد آمد.

