بیان حقیقت توحید افعالی
2أعوذُبِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنةعَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
«هَبنِى بِفَضلِک وَ تَصَدَّق عَلَىَّ بِعَفوِک أَى رَبِّ جَلِّلنِى بِسَترِک وَ أعفُ عَن تَوبیخِى بِکرَمِ وَجهِک؛ به فضل و بزرگواری خودت بر من ببخشای و به عفو خودت بر من تصدق نما، ای پروردگار من، مرا به پوشش خود پوشش بده و از توبیخ من به کرامت وجه خود درگذر.»
در شبهای گذشته خدمت دوستان عرض شد که دو نکته مهم در این فقرات هست که یکی از آنها به خدا باز میگردد و نکته دیگر که آن هم به دو قضیه و دو مسئله تقسیم میشود به ما بازمیگردد؛ آنکه به خدا بازمیگردد این است که خدا اصل و منبع و سرچشمه و حقیقت همه چیز است و هرچه از آثار و خواص در این عالم ما مشاهده میکنیم از آن منبع و آن سرچشمه است.
راجع به صحبتهایی که در شبهای گذشته عرض شد بعضی از دوستان سؤالهایی داشتند، حالا یا شفاهی یا توسط نامه مطالبی را بهعنوان سؤال مطرح میکردند که اینکه شما رویش تأکید دارید که همه چیز از خداست پس بدی هم از خداست! نمیشود که انسان نصفش را قبول کند نصفش را قبول نکند، آن قسمتی که خوب است میگوییم: خدایا آن از تو است چون اصل همه چیز تو هستی، اراده همه خلایق در اراده توست، توان و استعداد همه خلایق از استعداد و توان توست، قدرت در همه موجودات از قدرت توست. اگر اینطور است پس چرا ما مشرک شویم و فقط نصفش را بگوییم: آنکه خوب است آن برای توست! خدا میگوید: پس آن نصف دیگرش برای من نیست پس چرا میگویی همه چیز از خودت است؟ اگر قرار است همه قدرتها از او باشد، همه توانها از او باشد او اصل و ریشه برای همه افعال و کردار باشد، پس بنابراین یکراست بیاییم موحد شویم بگوییم: خدایا هم خوبی از توست و هم بدی از توست، راحت کنیم و بعد هم خودمان کنار بنشینیم و هر کاری دلمان خواست بکنیم همه از اوست دیگر!

