بیان حقیقت توحید افعالی
4عرض کنم حضورتان که این بحث میرود در بحث مسئله جبر و اختیار که اصلًا مجالش نیست ولی به عنوان اشاره خدمتتان عرض میکنم؛ مثلًا خواجه حافظ ایشان میفرمایند که:
گناه اگر که نبود اختیار ما حافظ *** تو بر طریق ادب باش و گو گناه من است خیلی اینجا بحث است، دیگر مسئله حضرت آدم و کیفیت مخالفت ابلیس و مسائل دیگر که در این زمینه هست و به اندازه کافی و وافی بزرگان در این زمینه مطالبی فرمودند. ولی من در اینجا از باب اشاره و اجمال یک مطلبی را خدمتتان عرض میکنم، این مطلب را گمان نمیکنم به این کیفیت در جایی شما دیده باشید و او این است که: الان شما نگاه کنید ببینید این چراغ در این بالای سر ما روشن است این برق روشن است، پنکه الان دارد میگردد، کولر دارد کار میکند، این میکروفن دارد صدا را میگیرد و بلندگوها دارند پخش میکنند و بهطورکلی مصارف مختلفی که شما از این الکتریسیته و برق الان دارید مشاهده میکنید.
وقتیکه نگاه بکنید میبینید هیچکدام از این کارهایی که اینها دارند انجام میدهند در اختیارشان نیست، نه چراغ نورش در اختیارش است نه پنکه، پنکه دلش میخواهد الان خودش بایستد، نه در اختیارش نیست. شما کلید را بزنید میایستد، کلید را نزنید همینطور برای خودش میگردد و همینطور سایر وسایل و ادوات. همه اینها وابسته هستند ارادهشان و توانشان و قدرتشان به آن کنتوری که دم منزل است آن کنتور وصل میشود به سیمی که در خیابان است و آن میرود در مرکز پستی که در این برق در آنجا انشعاب پیدا میکند آن پست هم با شبکه سراسری میرود یا به نیروگاهها یا به سدها و آن توربینهایی که برق را تولید میکنند یا به نیروگاههایی که آنها تولید میکنند، تمام این شبکه و اینها به آن اصل بسته میشود.
اگر یک لحظه آن توربین که الان دارد با فشار آب میگردد و برق تولید میکند اگر بایستد این پنکه و لامپ دیگر کار نمیکند یا اگر آن نیروگاهی که الان مشغول حرکت است و توربینها را دارد میگرداند تولید برق میکند اگر یک لحظه بایستد همهجا تاریکی است دیگر نه حرکتی هست، نه نوری هست، نه باد خنکی وزیده میشود هیچ. دیگر چیزی نیست باید برویم سراغ همین چراغهای نفتی قدیم و آنها را نفت و روغن کنیم و بیاوریم بگذاریم باز هم آنها چه صفایی داشت همان زمان، همان وضعها و با همان حال و هواها، حال و هوای دیگری داشت.

