بیان حقیقت توحید افعالی
5خدا رحمت کند همه گذشتگان را، آن سالی که مرحوم آقای حداد ایران تشریف آورده بودند، یک شب مشرف شدند قم که من هم کوچک بودیم سنم کم بود، در خدمت ایشان بودیم شب به اتفاق بعضی از دوستان و اینهایی که در آن زمان بودند، رفتیم برای مسجد جمکران،1 آنموقع مسجد جمکران به این شکل نبود یک مسجد قدیمی بود که من خودم رفته بودم خیلی مسجد کوچک، محقر و شاید برق هم نداشت، مثل اینکه آنموقع برق نداشت آن زمانها درش بسته بود یا باز بود نمیدانم یکی از همین شبها بود و رفتیم در آنجا و آن خادمش بعد آمد و رفت یک چراغ از این چراغهای پیهسوزها هست از این چراغ زنبوری، فتیلهای و نفتی و اینها برداشت آورد و گذاشت و یکساعتی در آنجا بودیم. خیلی ایشان از حال و هوای آنجا تعریف کردند، از حال و هوا و نورانیت آنجا فرمودند که خیلی مکان نورانی است اینجا.
ولی بعد که این بنا را ساختند و تخریب کردند و به این کیفیت درآوردند تبعاً آن وضعیت و آنها تغییر کرد و به آن کیفیت تبعاً دیگر نیست و حال و هوایش فرق میکند. چطور اینکه وقتی با مرحوم آقا رضواناللَه علیه رفته بودیم فرمودند: این، آن مسجد نیست! آن چیز دیگری بود!
خلاصه آنموقع اوضاع دیگری بود حال و هوای دیگری بود و هر چیزی جای [خود داشت]. وقتی پیغمبر میفرماید: مسجد را نقاشی نکنید، زر و زیور به آن نکنید، کاشیکاری نکنید، سقفش چه باشد، دیوارش یک دیوار یک متری و دو متری بیشتر نباشد، سقفش را با همین چوبها و شاخه بزنید، عریش کعریش موسی2 مثل همان سایهبان حضرت موسی، این بیحساب نیست، اینها بیحساب نیست.
الان ما میآییم این مساجد را کاشی میکنیم و چهکار میکنیم آینه و فلان و دقت و ظرافت، اینها همه هنر است در هنر بودن و هنرگری این مطلب شکی نیست، ولی بالاخره هر چیزی جا دارد وقتی انسان وارد مسجد میشود میخواهد به که توجه کند؟ به که میخواهد توجه کند؟ به کجا میخواهد فکرش را ببرد؟ ذهنش را میخواهد به کاشیکاریها و آینهکاری بالای سرش و بغلش و اینها و ریزهکاریهایی که در اینجا شده، پس دیگر به خدا که میتواند فکر کند؟! با یک دست دو تا هندوانه نمیشود برداشت خیلی بتوانیم با هر دستی یک هندوانه برداریم اگر بتوانیم وگرنه با دو تا دست باید یکی برداشت. تمام این خرجها این خرجها باید برود جاهای دیگر این همه مستمند و بیچاره است، این همه بیخانمان است، این همه بدون غذا و پوشاک است، این همه گرفتار است، این همه افراد و اشخاص بدون مکنت، افراد در سنین مختلف، اقتضائات مختلف، مریض ... حالا ما بیاییم این پولهای سر به فلک کشیده را خرج ریزهکاریها و آینهکاریها و کاشیکاریها و طلاکاریها و ... چه توجیهی میتواند داشته باشد؟
- روح مجرد، ص ٢٩١.
- الكافى، ج ٣، ص ٢٩٥، حديث ١.
عريش اطاقى است كه با پارچه و يا برگ و أمثال آن درست مىكنند، مانند آلاچيقهايى كه در باغستانها و يا زمينهاى زراعتى براى جلوگيرى از آفتاب مىسازند و محلّ عبادت حضرت موسى على نبينا و آله و عليه السّلام عريش بوده است. اين روايت را عياشى در تفسير خود ج ٢، ص ١١١ و ص ١١٢، و در بحارالأنوار، ج ٦، ص ٦٣٢، و تفسير برهان، ج ٢، ص ١٦٢، و تفسير صافى، ج ١، ص ٧٣١ آوردهاند. (به نقل از امام شناسى، ج ١٠، ص ٣٠٥)

