بیان حقیقت توحید افعالی
6مسجد جای توجه انسان است فقط به خدا، پیغمبر فرمودند که وقتی انسان وارد مسجد میشود به هیچ چیز جز خدا نباید فکرش برود، ما بشر هستیم، بشر دارای نفس است دارای تصور و قوه واهمه است، قوه مخیله است، قوه متخیله است قوه واهمه است و تا وقتیکه از جزئیت به کلیت نرفتهایم و در دام کثرات و توهمات و تخیلات گرفتار هستیم نمیتوانیم این سدّ را بشکنیم و از این قیود و حدود و زنجیرها و بندهای دستوپاگیر که ما در این کثرات و در توهمات و تخیلات فرو میبرد خود را درآوریم، فلهذا میبازیم. آن حالی را که باید برای آن اتصال به او در نماز پیدا کنیم همهاش صرف این میکنیم این کاشی آنجا قرمزیاش کم بود، آن سبزش آنجا زیاد بود آبی را اگر اینطور میکردند بهتر نبود. نماز میخوانیم همهاش در کاشی و در طلا و آینه و این مسائل و اینها هستیم.
مرحوم آقا در مسجد قائم نماز میخواندند، باز هم مسجد قائم به نسبت به سایر مساجد کاشیکاری کمتر بود، یک محراب بود که آن هم خیلی همچنین ظرافتی درش نبود یک کاشی عادی، من در طفولیت بارها از ایشان شنیدم اگر زورم میرسید کلنگ برمیداشتم و این محراب را خراب میکردم و بدون این کاشیها و محراب به نماز میایستادم.
اینها در نماز چه حالی را حس میکنند که این حال را بقیه آقایان و ائمه جماعت نمیگویند؟! چرا فقط ایشان میگویند این قضیه چیست؟ آیا چیزی را که دیگران میفهمند ایشان نمیفهمیده؟ خب اینکه اشتباه است. این چه قضیهای است که میگوید: این چه مسجدی است که برای ما درست کردند، مسجد که نباید کاشی داشته باشد مسجد باید صاف و ساده باشد. فقط آیات خدا باید در آن حک شده باشد، آیات خدا و ذکر خدا.
الان در مساجد میرویم، چندی پیش بود رفته بودم طهران نمیدانم هفته پیش دو هفته پیش یکی از دوستان گفتند فلانی بیا شب برویم همین مسجد قائم دلم خیلی تنگ شده نماز مغرب و عشاء را بخوانیم رفتیم، دیدیم اینجا برداشتند یک چراغ زدند: نماز اول، نماز دوم، آیه فلان، غفیله تفیله نمیدانم آن طرف ... چیزهایی را آمدند اضافه کردند. آقا! اینها نداریم حالا یا نماز اول است یا نماز دوم، آن کسی که میرسد باید اقتدا کند برود با امام، میفهمد حالا نماز دوم است یا چهارم هر نمازی هست، آن باید اقتدایش را بکند دیگر حالا آن چراغ روشن، این تا بلند میکند نماز دوم، رفت!!!

