بیان حقیقت توحید افعالی
9بلبل به باغ و جغد به ویرانه تاخته *** هر کس به قدر همت خود لانه ساخته هر کسی به اندازه همتش، به اندازه فهمش، به اندازه شعورش، به اندازه شوقش، به اندازه محبتش، به اندازه اشتیاقش، به اندازه میلش، به اندازه فهمش، فهم این فهم! خدا قسمت کند این فهم بدهد به انسان، که همه اینها برای قصور در این مسئله است. فهم وقتیکه کسی داشته باشد این خیلی مسئله است.
امشب داشتم یک نامهای را میدیدم خیلی برایم جالب بود چقدر خوشم آمد، یک نامهای را نگاه میکردم بهخاطر یک قضیهای، نامهای که مرحوم آقا به بنده در چهل سال پیش همین حدودها خیلی وقت پیش داده بودند. آن وقتیکه ایشان همان موقع انقلاب بود رفته بودند مشهد و به جایشان یک شخصی در مسجد نماز میخواند. بعد در آن نامه به من نوشتند که به همه رفقا ابلاغ کن که به مسجد بروند و هرچه که امام جماعت گفت بپذیرند، شنیدهام که بعضیها به مسجد نمیآیند و به صرف اینکه من نیستم البته این را من دارم اضافه میکنم این در نامه نیست، معنایش این است مثل اینکه ما نیستیم دیگر آنها هم مسجد را رها کردند و اسامی آنها را به من دادند، بگو که این مسئله باعث سردی در سلوک آنها خواهد شد خیلی عبارت عجیبی است این قضیه باعث سردی در سلوک آنها خواهد شد و آنها را متوقف خواهد کرد.
خیلی برایم جالب بود خیلی عجیب بود، شاید برای اولین بار بود بعد از آن به یک همچنین چیزی برحسب اتفاق برخورد کردم. ایشان در اینجا دارد میگوید که وقتی من به شما میگویم این کار را بکن دیگر نباید دنبال این باشی که این چیست آن چیست! من دارم به تو میگویم بکن، تو که این مسجد را داری میروی خیال میکنی عین قضیه آن آقایی که اسمش را ایشان در روح مجرد آوردند میآمد از یک جایی به منزل آقای حداد نگاه میکرد میدید یک شخصی آنجا هست یک شیخی آنجا هست میخواهد نماز بخواند عصبانی، ناراحت، داد و بیداد، ای هوار من از آنجا آمدم اینجا پشت سر شما نماز بخوانم، این فلان شده فلان شده! حالا باید پشت سر این نماز بخوانم. ببینید چقدر حرف غلط و باطل. تو در اینجا که آمدی دیگر در اینجا آمدی، به تو چه مربوط است که کسی جلو میایستد، عقب میایستد، پیش نماز است، پس نماز است، این حرفها به تو کار ندارد. اگر تو پشت سر این ایستادی در دل خود و در واقع و سرّ و ضمیر خود تو به چه عنوان تو که جواب سلام این را هم نمیدهی! ولی الان که داری نماز میخوانی به حساب ایشان و به امر ایشان و به دستور ایشان داری این کار را انجام میدهی، تو این مسئله را رها میکنی و فقط ظاهر را میچسبی که الان این شیخ در اینجا میخواهد نماز بخواند ای داد بیداد! تمام زحمت ما باطل شد، این همه راه آمدیم حالا باید پشت سر این نماز بخوانیم. این نتیجهاش چیست؟ تمرد است. از کجا معلوم که خود این استاد یک همچنین زمینهای را و یک همچنین قضیهای را بهوجود نیاورده باشد این نکته خیلی دقیق و خیلی مهم است.

