جایگاه خداوند در عالم وجود و موقعیت انسان در مقابل او
12ببینید این اولیاءخدا در افق دیگری اصلا حرکت میکنند و مهمتر از آن اینکه ما را هم میخواهند بکشند به آنجا. نه اینکه فقط خودشان حرکت کنند و بگویند بقیه را ولش کن، ما که داریم میرویم و ما که فهمیدیم، بخواهند بقیه بیایند یا میخواهند نیایند، ما که بر سر این سفره خدا نشستهایم، میخواهند بقیه بیایند بنشینند، میخواهند نیایند، همه گرسنه باشند. نه اینطور نیست! یک ولی الهی، یک عارف باللَه، نظرش عامالشمول است، رحمتش، عطوفتش، همان ظهور تجلی رأفت و رحمت و کرامت و فضل پروردگار است که بر همه خلائق ساری و جاری است،
بسیط زمین، سفره عام اوست *** در این خوان یغما چه دشمن چه دوست1 و همه را دارد در برمیگیرد؛ این ولی هم همین حال را دارد. میگوید نه تنها من آنجا هستم، تو هم به آنجا بیا! ایشان میتوانستند بگویند خیلی خب همین که مطلب را فهمیده خیلی خوب است و سلام ما را به ایشان برسانید و بگویید که ما همیشه انشاءاللَه به یادشان هستیم و در حرم ائمه دعاگو هستیم، از این حرفهایی که ما میزنیم. ولی میگوید نه! و میخواهد تکانش بدهد: آیا رسیده به آن جایی که بداند دهنده و گیرنده هر دو یکی است؟ نه تو میدهی و نه آن میدهد، هیچکدام. تو یک وسیله و ظهور برای دهندگی هستی و او یک وسیله برای گیرندگی و عوض. دو ظهور هستید، این از اینطرف و آن از آنطرف و هر دو یکیست. یعنی هم تو باید یک همچنین تفهم و تفکری داشته باشی و هم آن که دارد از تو میخرد، او هم باید یک همچنین تفکری داشته باشد. آنوقت وقتی اینطور باشد، دیگر این چک و چانهها چه میشود؟ حالا چک و چانه گاهی یک مسأله تکلیف هست، کلاهبرداری چه میشود؟ چانه زدن عیب ندارد البته به اندازه خودش و در جای خودش، نه دیگر خلاصه شلوار طرف را بکنی!
- بوستان سعدى، در نيايش خداوند.

