جایگاه خداوند در عالم وجود و موقعیت انسان در مقابل او
16پس اگر ما برای حق صمدیت قائل هستیم و آن صمدیت را عامالشمول و وجود اطلاقی نسبت به همه ممکنات میدانیم، خودمان هم جزئش هستیم؛ حالا که خودمان هم جزئش هستیم، چطور باید دیگر تفکر کنیم؟ امام سجاد میگوید دیگر خودت را به حساب نباید بیاوری! یعنی خودت هم جزء این سلسله پیوسته عالم وجود که همه ماسوی اللَه را گرفته، هستی و یکی از اینها هستی. داخل نیستی که خودت بشینی کنار و به بقیه بگویی لنگش کن، نه! خودت هم جزء این مرتبه و جزء این قانون و جزء این مبنا هستی، خودت هم الان وجود داری. حالا که در اینجا وجود داری، پس از فکرت استمداد بگیر، از فهمت کمک بگیر، از آن توان خودت برای ارزیابی موقعیت خودت کمک بگیر تا خدا کمکت بکند. پس در وهله اول انسان احساس میکند که در مقابل عظمت پروردگار صفر است، این آن چیزی است که امام میفرماید.
مرتبه دوم، امام علیهالسلام میفرماید حالا که ما صفر هستیم، چیز دیگری را در اینجا باید مد نظر قرار بدهیم و آن چیست؟ آیا حالا که ما صفر هستیم، در تقاضای خود در مقابل پروردگار، در اینکه مقابل او ایستادیم، در اینکه مقابل او قرار گرفتیم، یکی از دو چیز میتواند مطرح باشد؛ یا اینکه بالاخره بگوییم خدایا تو میتوانی ما را مستوجب توبیخ و عقاب و خطاب و خلاصه ظهور قهاریت و غضب خودت بکنی، یا این کار. چون بالاخره خدا یکی از این دو کار را باید نسبت به ماها انجام بدهد دیگر، شقّ ثالثی نداریم؛ یا ما مستوجب قهر و غضب و توبیخ میشویم، یا اینکه رحمت و برکت و لطف و کرامت و بخشش خودش را نصیب ما کند.
امام میفرماید اولی را نگویید و یک وقتی فهمت به اولی نرود. چون وقتی خدا انسان را در یک همچنین موقعیتی ببیند، نزول اسماء و صفات او اقتضا میکند یا او را به جهنم ببرد یا به بهشت، همین وسط که نگه نمیدارد، وسطی وجود ندارد. یا انسان تحت قوه قهاریة و غضب و آن قاطعیت پروردگار و مقام عدل او قرار میگیرد، خب باید برود و معلوم است جایگاهش در کجا خواهد بود. یا اینکه مشمول لطف و کرم و بخشش و رحمت و لطف و عنایت پروردگار قرار میگیرد، خب جایش هم در بهشت و آن مراتب و همانطور مراتب انس خود خواهد بود. حالا ما اصلا به بهشت کاری نداریم، مراتب قرب و انس خود و نزدیکی به خود، که اصلا یک مرتبهای است و آن مرتبه بالای بهشت است و اعلی از بهشت هست.

