جایگاه خداوند در عالم وجود و موقعیت انسان در مقابل او
17امام میفرماید حالا که تو خدا را اینطور تصوّر کردی و حالا که خودت را در قبال خدا صفر دیدی، حالا از خدا توقعت چیست؟ آیا توقع غضب و شلاق و عتاب و خطاب و کتک است؟ یا توقعت، توقع رحمت و عطوفت و بخشش است. چرا تو میآیی از این دو تا، اولی را اختیار میکنی؛ خب دومی را اختیار کن! این عبارت خیلی عبارت عجیب و دقیقی است. یعنی این یک مطلب خیلی مهمی است که همیشه بوده و من هم خیلی احساس میکنم که افراد نسبت به این قضیه توجه ندارند.
یعنی شیطان میآید و آن رحمت خدا را برای انسان کمرنگ میکند و میگوید نگاه کن ببین، بیست سال بود پیش آقا حالا گذاشت رفت، آن را نگاه کن ده سال بود رفت، آن را نگاه کن از زمان مرحوم علامه پای جلسات بود بعد به چه روزی افتاد، آن را نگاه کن. خیلی خب ما آن را نگاه کنیم ولی در قبالش این را هم نگاه میکنیم، این هست، چرا ما باید فقط به آن طرف بغلتیم؟ چرا ما در مقام مقابله با عرض حاجت به پروردگار، فقط به یأس میغلتیم، به ناامیدی میغلتیم، به عدم وجود خیر و رحمت و برکت و عفو و بخشش میغلتیم، خب به اینطرف بغلتیم.
میگوییم خدایا حالا که همه کار دست توست، خب رحمتت را شامل حال ما بکن! عطوفتت را بکن! بخششات را بکن! از تو چه کم میشود، از تو چه چیزی کم میشود که عطوفت و رحمت و برکت را شامل حال ما کنی. حالا که ما صفر هستیم خب بیا آن چیزی را که میخواهی به این صفر بده! ما که آمدیم بابا هر چه بود لُنگ انداختیم، چیزی دیگر برای خودمان باقی نگذاشتیم. یک وقت خدا میگوید نه آقا! تو واسه خودت خیلی چیزها را نگه داشتی، شوخی میکنی با ما! خیلی هنوز برای خود نگه داشتی، به نفس خودت، به درون خودت و به قلب خودت مراجعه کن، ببین چه تعلقات و مسائلی داری، چه حساب و کتابهایی کردی. یکدفعه یک امتحان میشود میگوییم ای داد بیداد ما که کمِیتمان لنگ است ما که اینجا [ماندیم].

