جایگاه خداوند در عالم وجود و موقعیت انسان در مقابل او
9این نکته است! این نکته نکتهای است که ما از آن غفلت داریم و با این غفلت هم کار درست نمیشود. یعنی باید این مسأله برای ما از یک مسأله علمی تبدیل به یک باور بشود و حسش باید در درون ما بیاید، حس این مسأله و باور این مسأله. این مسأله را انسان باور کند و باور داشته باشد، راه هموار میشود، دیگر راه هموار میشود و حرکت ایجاد میشود. یعنی حرکت همیشه بعد از باور است، قبل از باور انسان حرکت ندارد، مثل خر عصاری دور خودش میگردد و هیچ فایدهای ندارد و یک سانت جلو نمیرود. یکدفعه یک قضیهای پیش میآید، یک مطلبی پیش میآید و نگاه میکند ای بابا! این که صد درجه از بقیه بدتر است، ای کاش همان مثل اولش بود، ای کاش همان مثل اولش بود. این مطلب، مطلب اول است.
مرحوم آقا به آنهایی که آمده بودند، فرمودند که باید خدا را در کنار خود ببینید. بعد ایشان این را فرمودند که این معنای اعبد اللَه عبادت بکن خدا را، این نیست که موقع نماز خدا را در کنار خودت ببینی، آن به جای خود و مسألهای دیگر است. معنایش این است که در مقام عبودیت باید خدا را در کنار خودت ببینی، باید ببینی رابطه یک عبد و یک بنده چگونه است نسبت به مولای خود، چگونه است نسبت به مولای خود.
امروزه که دیگر این مطالب همه حل شده است و در هر اتاقی یک عدد از این دوربینها میگذارند. یک دوربین در اینجا میگذارند، فرض بکنید که آدم میآید در آن اتاق، خب میداند که بخواهد کاری کند، صدا و تصویر او را دارند میبینند، یا دارند میبینند یا دارد ضبط میشود. در راهرو میرود میبیند یک دوربین در راهرو است، در آشپزخانه میرود میبیند دوربین هست، هر جا میرود میبیند دوربین است و تحت نظر است، خلاف نمیتواند بکند و دست از پا نمیتواند خلاف کند. دائما این دوربینها او را در اشراف خود قرار دادند. توجه کردید؟ پس در همان حال احساسش این است که در هر قدمی که برمیدارد آن کارفرما و آن مسئول یا رئیس در کنار او با او دارد حرکت میکند، با او مینشیند، با او بلند میشود با او غذا میخورد، با او فرض کنید که راه میرود، هر کاری میکند او در کنارش است.

