امید عامل اصلی حرکت سالک
11اگر هم از باب استثنا یکدفعه یک حرف صریح از ایشان بشنود همه چیزش به هم میریزد دیگر صریح یعنی چیزی که قابل برای توجیه نیست همه چیزش به هم میریزد، گیج میشود، گنگ میشود، خوابش نمیبرد، اینطرف و آنطرف. ما با همه اینها ما بودیم، با همه قسم و به همه شکل دیدیم! یکی از اینها پیش من آمده: آقا من دو روز است خوابم نبرده، چه شده؟ چه مرگت است؟ نه آقا یک همچنین چیزی از آقا شنیدهایم و از این حرفها. من دیدم این بابا دارد قبض روح من گفتم: شاید منظور ایشان این بوده و با این شرایط و درستش کردیم و گفت بله بله، شاید ... خلاصه قضیه درست شد و رفت پی کارش. بگوییم نه آقا همانی که ایشان میگویند همین است درست است، این همه چیزش را از دست دارد میدهد، همه چیزش را دارد از دست میدهد.
یک بنده خدایی خودش برای من نقل کرد الان دیگر فوت کرده میگفت من در یک مجلسی جایی بودم یک مطلبی را گفتم، چند نفری آنجا نشسته بودند، وقتی این قضیه را گفتم یکمرتبه یک فردی که در آنجا بود آن شخص هنوز در قید حیات است میگفت یکدفعه اصلًا خیلی متزلزل شد و خیلی بهم ریخت، اوضاعش دگرگون شد، بعد گفتم که حالا که این را از من شنیدید پس بگذارید دومی را هم بگویم گفت نگو نگو. گفتم چرا نگویم؟ قضیهای که خودم دیدم دارم نقل میکنم، مطلبی را که خودم دیدم میخواهم نقل کنم. گفت: نه نگو، گفت: تو با همین یک قضیه که گفتی تمام ساختمان ما را ریختی به هم دیگر اقلًا نگو تا بگذار آن نیمه و وسطهایش که مانده بماند آن دیگر تا آخر نریزد، اگر بخواهی تو دومی را بگویی شاید کل آنچه را که من روی هم ساخته بودم و بالا رفته بودم و بنا و برج و اینها درست کردم همهاش خراب بشود.

