امید عامل اصلی حرکت سالک
15من دارم این درس را شروع میکنم که کلام امام باقر را بفهمم و عمل کنم، همین. کلام امام جواد و کلام امام هادی میخواهم اینها را بفهمم. فلان کس چه میگوید، فلان کس چه میگوید اینها به کت ما نمیرود ما فقط یک چهارده معصوم داریم والسلام، تمام شد. ما میخواهیم مطلب اینها را بفهمیم وقتیکه اینطور است ملائکه هم میآید میگوید حالا که اینطور شد این روایت معنایش این است، حالا که تو یک همچنین نیتی داری فلان قضیه و فلان حادثه که در فلان کتاب خواندی این را میخواهد بگوید، همان را یکی دیگر میخواند یک برداشت دیگر میکند خیلی عجیب است.
من یکوقت داشتم همین کتاب نوروز را مینوشتم خیلی برایم جالب بود اقوال دیگران و مطالب دیگران را هم مطالعه میکردم که بیاطلاع نباشم از مسائلی که دیگران گفتند. وقتی شروع میکردم به خواندن یک مقالهای راجع به این قضیه از آن اولش میدیدم این آدم کلک است، یعنی همان اولین خط نشان میدهد که این به دنبال چیست، بعد که میآمدم پایین میگفتم بله، حدسم درست بوده. بعضی وقتها آدم درست درمیآید! چشم بسته غیب میگوید! وقتی آدم دو سه تا عبارت میخواند میفهمد نتیجه چه خواهد بود، این مقاله به کجا ... همه این راهها به روم بالاخره میخواهد ختم شود. کاملًا مشخص است.
روایت این معنا را دارد میرود یک معنای دیگر میکند، آقا این به این خوبی روایت معنای سلیس راحت. آن که دیگر چاره ندارد میپیچاند هیچ چاره نداشته باشد: به این سند کسی عمل نکرده. ببینید سند موسی بن جعفر را که شکی در آن نیست، میگوید: به این کسی عمل نکرده روایت واحد است و ضعیف است و خب بابا تو که این هستی مگه مجبور هستی مقاله بنویسی، اول یک خط بنویس آقا این در این قضیه مطلب این است، اینقدر خودت را زحمت نده، این معلوم میشود از آن اولی که دست برده شیطان آمد این را بنویس این را بنویس، بیا بیا بیا بیا این هم نتیجه، از اول نرفته در کنف ولایت که جبرائیل بیاید به او بگوید این را بنویس آن را ننویس، از اول آمده پیشفرض برای خودش درست کرده، مسائل را در خودش قرار داده، تحلیل کرده چه کار کرده جبههگیری را کرده محکم حالا شروع کنیم دست به قلم ببریم برای نوشتن مقاله، خب کی دیگر جبرائیل میتواند بیاید این را حمایت کند؟ جبرئیل میگوید: بابا برو پی کارت افسارت را میاندازم گردن خودت بروی هرجا که شیطان میبرد، من که افسار را میاندازم گردنت خیال نکنی فقط گردنت است شیطان میآید برمیدارد، افسار بیصاحب افسار نمیماند یا جبرئیل باید بردارد یا شیطان، میاندازم افسار را گردن خودت. لذا روایت اگر پیغمبر بیاید آنجا بایستد قسم بخورد، نه اینها معلوم نیست درست باشد حالا بالاخره باید ببینیم فکر کنیم چهکار کنیم و اینها. آدم به اینجا میرسد پناه بر خدا! آدم به اینجا میرسد که کلام حق را کلام وحی را، حدیث را، آثار را، آنچه را که واقعاً شکی درش نیست، شروع میکند در آن تشکیک کردن، شروع میکند اینطرف و آنطرف و به آن نسبت ...

