امید عامل اصلی حرکت سالک
18و به همین مقدار هست برعکس یعنی اگر الان آمدند یک بولدوزر افتادند مشغول به خراب کردن ساختمانهای مکه شدند، آمدند آمدند همه را گفتند میخواهیم خراب کنیم و صحرا کنیم همه خیمه بزنند این مکه خراب شد آمد تا دم مسجد الحرام، دم مسجد الحرام ایستادند آنجا فقط نماز را میشود تمام خواند وقتیکه شهر مکه خراب شد و دیگر شهری نیست نباید گفت حالا که در این محل قبلًا نماز را شما میخواندی الان هم که خراب شده الان هم نماز را میشود خواند، عکسش هم نسبت به تعلق تکلیف و هم نسبت به رفع آن تکلیف در هر دو دائر مدار عنوان مدنیت است، نه عنوان خانه، خانه در اینجا ملاک نیست، خود مدنیت است. لذا الان مسجد سهله که الان قطعاً خارج از کوفه است و جزو کوفه به حساب نمیآید و جدا از [شهر کوفه] هست لذا در مسجد سهله نماز را تمام نمیشود خواند، بله در خود کوفه آنجا چون به اصطلاح شهریت کوفه و آن عنوان کوفه هست در آنجا اشکال ندارد این نکتهای بود که عرض کردم.
صحبت در این است حالا فرض بکنید که من وقتیکه با یک همچنین مسئلهای مواجه شدم میگویم عجب من باید بروم به دنبالش، باید بروم ببینم تا شاید مطلب غیر از آن باشد که من تابهحال گفتم مسئله غیر از این است، وقتیکه اینطور هست خدا هم چهکار میکند؟ خدا هم میآید کمک میکند. وقتیکه من کتاب را باز میکنم دیگر به این فکر نیستم که من تا الان این فتوا را دادم، تا الان این نظر را داشتم الان بخواهم نظرم را عوض بکنم چه میشود؟ این خیلی بد است که مثلا فرض کنید یک شخص سالهای سال آمده نسبت به یک شخصی یک مسئلهای را گفته الان بخواهد نظرش برگردد این فکر میشود چه؟ فکر شیطانی، اما اگر انسان نه، وقتیکه میخواهد با یک مطلبی، با یک حکم شرعی، با یک حکم الهی خودش تنها سازجاً خالصاً بدون هیچ مطلب بخواهد روبرو بشود خدا هم چهکار میکند؟ او را هدایتش میکند برو جلو برو جلو برو این را ببین، آن را ببین آن صفحه را ببینم فلان حکم را ببین چهکار بکن بعد آن مطلب برای او به این کیفیت روشن میشود.

