امید عامل اصلی حرکت سالک
19بنابراین در تمام مسائل انسان باید این ملاک را باید مورد نظر قرار بدهد، اتجاهش فقط باید به سمت خدا باشد، فکرش فقط باید به سمت خدا باشد، فقط باید برای رسیدن به مبانی ائمه باشد، فقط برای تأیید ولایت باشد، فقط باید برای تأیید امامت باشد، فقط باید برای تأیید عصمت باشد، فقط باید ببیند که زعمای دین چه چیزی را مطرح کردند چه چیزی را بیان کردند. چیز دیگر نباید خلط کند چیز دیگری خلط بکند خراب میشود، آلوده میشود نفس مکدّر میشود، مطلب آنطور که باید و شاید فهمیده نمیشود، جور دیگری فهمیده میشود، مسئله به نحو دیگری فهمیده میشود، اینها همه به خاطر چیست؟ در کنف حمایت ملائکه درآمدن است یا در کنف حمایت شیطان و شیاطین و ابالسه درآمدن است، این مسئله در همه مطالب هست به خصوص برای طالبین علوم الهی و طالبین علوم اهل بیت علیهم السلام از اوجب واجبات بلکه عمود خیمه این معارف و این مبانی است این قضیه که فقط و فقط در ذهن انسان و در فکر انسان رسیدن به آن مبانی اهل بیت باشد علیه السلام و بس، تمام. ... فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ ... یونس، ٣٢ حق فقط اهل بیت است و بس و جدای از اهل بیت هر چه میخواهد باشد مقابل اهل بیت بخواهد باشد ضلالت و ظلمت و کدورت و خسران و هرمان است.
لذا بزرگان فرمودند که تنها مرکبى که سالک مىتواند بر او سوار شود امید است، بدون امید انسان هیچ کاری نمیتواند انجام بدهد، شما وقتیکه میخواهی به راه خدا بروید باید با امید باشد امید به چه؟ امید به قهاریت خدا، اینکه امید نمیخواهد، امید به رحمت خدا، باید در سالک جنبه رحمت غلبه داشته باشد، باید در سالک جنبه ابتهاج غلبه داشته باشد امید به پروردگار و امید به رحمت او و امید به اینکه دست او را میگیرد. پس در هرجا شما دیدید یک فکری فوراً در ذهنتان آمد مثلا فرض بکنید که حالا خلاصه ما بخواهیم حالا این کار را انجام بدهیم، حالا چه میشود بعضی از افرادی که بودند و نشده ... در زمان مرحوم آقا یک شب رفته بودیم منزل یکی از دوستان بعد یک قضیهای اتفاق افتاده بود، من دیدم خیلی آن صاحبخانه مضطرب است گفت: فلانی چیست این قضیه چه شده؟ گفتم: چه و چه شده ایشان یک مسئله تربیتی را نسبت به یکی از شاگردانشان در همان زمان اعمال کرده بودند، یک طرز تربیتی نه طرز واقعی، منتها این خیال میکرد طرز واقعی است گفت فلانی رفته، گفتم: رفته که رفته، به سم اسب ... بعد گفت: به همین راحتی؟ گفتم: چهکارش کنیم رفته دیگر حالا ما نگفتیم به او که مثلًا این جنبه تربیتی دارد گفتیم نه اصلًا واقعی حالا همین که خودت داری میگویی گفتم: خب رفته حالا چهکار کنیم؟ گفت: آخه این شاگرد آقای حداد، نمیدانم فرض بکنید دارای این خصوصیات، این حرفها را ما از او میشنیدیم. گفتم: هر چه میشنوی، وقتی کسی راهش خلاف باشد طرد میشود، بیخود هم کسی را طرد نمیکنند تو راهت را درست بکن، وقتی حرفی که میزنند گوش بده، وقتیکه پدرمان به تو فلان چیز را میگوید نگو این، به خودش هم گفتم وقتیکه بهت فلان میگویند نگو این طرد هم نمیشوی راه خودت را میروی و مشکلی هم نیست، گفتم که این مسئله به این کیفیت است.

