امید عامل اصلی حرکت سالک
9اینکه انسان هست که ملائکه میآیند این کار را میکنند کمک میکنند چه میکنند، وقتیکه انسان هدفش او باشد در یک همچنین فضایی ملائکه میآیند او را در بر میگیرند، در بر که گرفتند مطلبی که به او میرسد دیگر مطلب صحیح میرسد، تفکری که میکند تفکر صحیح است، اتجاهی که نفس پیدا میکند در یک مجلس یک حرف زده میشود این یکجور میفهمد این یکجور میفهمد، این را چون ملائکه گرفتند مطلب را یکجور دیگر میگیرد، آن را چون ملائکه نگرفتند مطلب را یکجور دیگر میگیرد؛ چون ملائکه که دو حرف مخالف نمیآیند القا کنند یا این درست است یا آن، یا این یا آن.
خود بنده در یک مجلسی بودم مرحوم آقا رضوان اللَه علیه در آنجا بودند راجع به یک قضیه صحبتی کردند، ما نمیگوییم ملائکه دور و برمان را گرفتهاند ولی از باب اینکه بالاخره با روش و مرام و تفکر ایشان آشنا هستیم با خصوصیات و جهتگیری مبانی ایشان آشنا هستیم از آن نظر میدانستیم منظور ایشان چیست وگرنه ملائکه کجا، ما کجا! ولی نسبت به افراد دیگر ... وقتی ایشان این مطلب را فرمودند کاملًا مشخص بود افرادی که برداشت به یک نحوه داشتند، افرادی که همان حرف را با برداشت صد و هشتاد درجه مخالف گرفتند، صد و هشتاد درجه، مگر میشود یک شخص در یک جا در یک زمان در یک مکان یک حرف بزند، این شخص بیاید یک قسم برداشت کند آن شخص بیاید یک برداشت صد و هشتاد درجه مخالف بکند، هر دو هم بگویند ما درست میگوییم؟ کدامش درست است؟ مسلم است یکی غلط است و مسلم است حتی برداشتی که اینها کرده بودند غلط است. چرا غلط است؟ چون در همان حالیکه در پیش آقا نشستهاند در همان حال شیطان با آنها هست، خیلی تعجب نکنید شوکه هم نشوید! در همان حال با پیش فرض در خدمت آقا نشستهاند پیش فرض، در همان حال با یک ارتکاز ذهنی پیش ایشان نشستهاند، در همان حال با یک جبههگیری نفسانی نشستهاند. به ظاهر دارد به آقا نگاه میکند به ظاهر دارد گوش میدهد، ولی آنچه را که در باطن اوست میخواهد آن مطالب را بگیرد با آنچه را که در باطن است با آن مطالب میخواهد مطابق با او در بیاورد، لذا وقتیکه شما نگاه به این چهرهها میکنید آثار ترس و لرز از اینکه مبادا یک حرف از دهان این ولی خدا دربیاید که نشود دیگر کاریش کرد، ببینید زدم به خال! مبادا یک حرفی از دهان این ولی خدا دربیاید با آنکه در دل من است منافات داشته باشد، آنوقت چهکار کنیم؟

