قرب و بعد ذات پروردگار به موجودات
14یک سفری خیلی سابق ما به اتفاق چند نفر از دوستان به پاریس رفته بودیم، که آنجا برنامههایی بود. آن دوستان سوال کردند از یکی از همان افسرهایی که آنجا بود و گفتند که اینجا چه برنامهای است؟ گفت جایتان خالی نبود که امروز خلاصه از این افراد در اینجا رژه داشتند، شما هم خوب بود اینجا بودید و به فیض میرسیدید، که این افراد اینجا میروند و میآیند و راحت و خوب و بیخیال و هیچ باکی نیست، الان زن دارد نگاه میکند، مرد نگاه میکند، بچه ایستاده دارد نگاه میکند، هیچ، راحت! اینها همانهایی هستند که دیگر این دین قدیم به دردشان نمیخورد! دین جدید باید بیاید با فرمول جدید و قانون جدید! زیرا دیگر اینها قدیمی شده و دِمُدِه شده، این انسانها. صد رحمت، صد رحمت به همان انسانهای هزار و چهارصد سال و سه هزار سال پیش، صد رحمت به آنها که اقلا اینجور نبودند، به این وضع و به این فلاکت و سقوط و انحطاط فرهنگی نبودند که بیایند مثل حیوان، مثل الاغ در خیابان راه بروند انگار نه انگار که الان ناظری هست و خیلی خوش و خیلی خوب بدون هیچگونه مسأله و مطلبی.
خب اینجا امام علیهالسلام میگوید که أی رب جللنی، ای خدای من! ای خدایی که تو اینقدر به من نزدیک هستی و من تو را اینقدر نزدیک میبینم، اینقدر تو را به خودم نزدیک میبینم، ای خدا حالا بیا من را به ستر خودت بپوشان، به مقام ستّاریت خودت بپوشان. آن مقامی که اختصاص به تو دارد و تو خودت عیوب بندگان را میپوشانی و خطاهای آنها را میپوشانی.
در دعای شریفه [جوشن کبیر] داریم که یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح، یا من لم یواخذ بالجریرة، ای کسی که جمیل را ظاهر میکنی و قبیح را میپوشانی، کار قبیح را میپوشانی، خطایی که از بندهات سر بزند میپوشانی! اما اگر کار نیکی بکند یک مسائلی به وجود میآوری، یک جریاناتی به وجود میآوری که آن کار نیک را بقیه بفهمند و به گوش بقیه هم برسد، بقیه هم اطلاع پیدا کنند. خدای ما اینطوری است، اینطوری است.

