قرب و بعد ذات پروردگار به موجودات
15در مناجات شعبانیة أمیرالمؤمنین علیهالسلام عرضه میدارد: الهی قد سترت علی ذنوبا فی الدنیا و أنا احوج إلی سترها علی منک فی الاخری، خدایا تو گناهانی را بر من در این دنیا پوشاندی و من نیازمندتر هستم که در روز قیامت، تو بیایی آنها را بپوشانی! چرا؟ چون در روز قیامت روز حساب و کتاب است. در این دنیا آمدی پوشاندی و آبروی ما را جلوی افراد نگه داشتی، ولی آنجا میخواهیم حساب پس بدهیم، آنجا خدا میگوید تو گناه کردی و براساس این گناه باید جهنم بروی. من نیازم در آن دنیا به ستر این گناه بیشتر است، خیلی مطلبِ ها! خلاصه آن رگ خدا را میخواهیم در اینجا [تحریک] کنیم و خدا را به آن غیرتش، به آن غیرت خدایی و ربوبی خودش، در اینجا میخواهیم بیندازیم که و أنا احوج إلی سترها علی منک فی الاخری. بعد حضرت میفرماید إذ لم تظهرها لأحد من عبادک الصالحین، در دنیا برای بندگان صالحت حتی تو نشان ندادی، سرّ ما را به بندگان صالح حالا نه به افراد عادی، آن بندگانی که صالح بودند هم نشان ندادی.
من یک وقتی به مرحوم آقا رضوان اللَه علیه گفتم که آقا این قضیه و این مسألهای که در اینجا هست که برای بندگان صالح روشن نمیشود، چیست؟ خب مگر اولیاء خدا از بندگان صالح نیستند و اینها مگر اطلاع ندارند؟
ایشان فرمودند که این مسأله لم تظهرها لأحد من عبادک الصالحین مربوط میشود به افراد مادون مقام ولایت، برای آنها نه! خدا افشا نمیکند. ولی آن ولی الهی که به مقام ولایت میرسد، او از مرتبه بشری دیگر خارج شده، او دیگر دیدگاهش دیدگاه عادی نیست، دیدگاهش دیدگاه بشری نیست که بخواهد نگاه کند و تصمیم بگیرد و حالا مسألهای در دلش پیدا بشود، نه! اصلا او از این افق خارج شده، او اصلا از این مسأله خارج شده، چه بداند چه نداند، هر دو برای او یکی است، تفاوتی نمیکند در حالش، تفاوتی نمیکند در روحیهاش، در عکس العملی که نشان میدهد، در کاری که میکند و در نحوه صحبتش.

