قرب و بعد ذات پروردگار به موجودات
16ما وقتیکه یک عیبی از یک شخصی ببینیم و با او بخواهیم روبرو شویم، حالمان نسبت به او تغییر میکند، صحبتمان نسبت به او تغییر میکند و خدا نکند که این افشاء و این بیان و این ظاهر کردن عیب، ظاهر کردن عمدی باشد. یعنی خودمان رفتیم و کاری کردیم که این عیب روشن شود، خودمان اقدام کردیم، خودمان عملی انجام دادیم، خودمان دستگاهی را به کار بردیم که ما را بر عیوب مردم مطلع کند. وای وای! این دیگر خیلی عجیب است! خودمان یک نحوه مسائلی را در اختیار گرفتیم که ما را به عیوب مردم، به مطالب سرّ مردم، به مطالب و خطاهای مردم و به آن لغزشهای مردم برساند. اینجا خدا پدر آدم را درمیآورد! این از مواردی است که خدا چنان مفتضح خواهد کرد، چنان چوب میزند که یاد دوران طفولیتش بکند!
این مسأله خیلی مسأله مهمی است، یعنی اینکه خدا ببیند یک بندهاش کاری انجام داده که گناه، خلاف و خطای یک بنده دیگرش را مطلع بشود. همه مردم خب خطا و خلاف میکنند و گناه میکنند و توبه میکنند و خدا میبخشد، تو چرا رفتی مطلع شدی؟ تو چرا رفتی سر درآوردی؟ به تو چه ربطی دارد که فلان شخص خطا کرده و تو حالا رفتی از آن سر درآوردی؟ تو چه کاره او بودی؟ تو قیم او بودی، تو ولی او بودی، تو چه کاره بودی که رفتی از گناهی که کرده، یک دستگاهی بگذاری و ببینی او چه کاری کردی، برداری بروی از بالای پشتبام نگاه کنی ببینی چه کار میکند، برداری گوشت را بگذاری دم در، ببینی که این دارد چه کار میکند.
یک وقت مرحوم آقا رضوان اللَه علیه یک قضیهای برایشان پیش آمد و یک قضیه تربیتی برای یکی از دوستان میخواستند انجام بدهند. آقا ما اینقدر درسها گرفتیم از این مرد بزرگ، مطالب شنیدیم، مسائل دیدیم، جریاناتی دیدیم، خیلی عجیب! خیلی عجیب! همین حرف را، همین مطالب امام سجاد علیهالسلام، همینها را ما بالعیان میدیدیم و احساس میکردیم در آن ارتباطات ایشان و تصرّفات ایشان. خلاصه بنده در جریان این قضیه بودم و البته واسطه من بودم برای این عمل. و ایشان میخواستند یک کار تربیتی بکنند روی یکی از شاگردانشان که آن هم به رحمت خدا رفته است، یعنی در زمان حیات خودشان ایشان به رحمت خدا رفت. خدا رحمتش کند! آن هم مرد بسیار کارکرده و زحمت کشیده و راه رفتهای بود.

