اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

میزان ارزش عمل

14318
سال 1437
جلسات
نسخه عربی

میزان ارزش عمل

11
  • من در آنجا توضیح دادم کلامی که از امام صادر می‌شود، نفس آن کلام شرع است. اشتباه ما اینجاست ما یک شرعی را جدا تصور کردیم، یک تکالیفی را جدا کردیم، یک عالم تکالیف و نمی‌دانم ان لله احکاما یشترک از اینهایی که تابحال خواندیم، بعد می‌گوییم امام باید خودش را با آنها منطبق کند نگاه کند به آن عالم، نگاه کند به آن تکلیف، نگاه کند به اینکه خلاصه این تکلیف چه مصادیقی دارد، چه جزئیاتی دارد، آن چیزی که می‌گوید درست باشد، منطبق باشد، این حرفها نیست. آن کلامی را که امام می‌گوید، آن مطلبی را که انشاء می‌کند، این نیست که بخواهد به آن عالم نگاه کند و لوحی باشد، محفوظی باشد، نوشته‌ای باشد، اوراق را ورق بزند این‌طرف و آن‌طرف. من اینها را همین‌طور نمی‌گویم‌ها، گفتندها!!

  • یک بنده خدایی بود و فوت کرده است. یک‌دفعه راجع به این قضیه داشت صحبت می‌کرد، واقعا ببینید آدم نمی‌داند بخندد، گریه کند، چه کار کند. این‌که وقتی حضرت بقیة اللَه ارواحنا فداه ظهور می‌کنند خداوند یک عمودی از نور قرار می‌دهد و حضرت در آن نور قرار می‌گیرند و افرادی که به آن حضرت مراجعه می‌کنند در دعاوی خودشان، در محاکم خودشان، حضرت دیگر حق را بیان می‌کنند و دیگر نیازی به بینة و شاهد ندارند. آن شخص اینطور می‌گفت: وقتی‌که حضرت ظهور می‌کنند یک عمودی از زمین، یک ستونی از نور از زمین می‌رود به سمت آسمان، حضرت صندلی می‌گذارند و در جای آن نور می‌نشینند و می‌روند که آن نور می‌خورد به حضرت مثل اینکه خورشید از پشت پنجره نور می‌دهد. حضرت آنجا می‌نشینند و وقتی آن نور به حضرت خورد دیگر هر کسی بیاید از آن حضرت سوال بکند مطالب دیگر روشن می‌شود و واضح می‌شود. یعنی وقتی این نور رفت کنار دیگر حضرت‌ هیچی نمی‌دانند، وقتی‌که آمدند در آن صندلی [نشستند، علم پیدا می‌کنند]. پیرمرد هشتاد ساله! توجه می‌کنید! این مقدار معرفت ما از امام است، معرفت ما این‌قدر است. درست؟