اهمیت عیبپوشی و خطرات افشای عیوب خلائق
9گاهی اوقات میشود من یکدفعه یک قضیهای در ذهنم میآید بهطور ابهام، قضیه خوبی نیست حالا هر چی تا میبینم آمد، هنوز مبهم است بخواهم فکر کنم میرسم به تفصیل، فوری رد میکنم اصلًا برود دیگر پی آن را نمیگیرم. اگر یکخرده رویش فکر کنم این خصوصیاتش چطوری بود، اینطرف آنطرف، خراب شد باختم! او میآید و اثر خودش را میگذارد، میآید آن ظلمت را ایجاد میکند، کدورت را ایجاد میکند. ولی به عکس، وقتی که میبینم یک مسئله و قضیه خوبی، یک داستانی، یک واقعهای یک چیزی که هست و مثلًا قبلًا اطّلاع داشتم وقتی میآید مینشینم یکخرده فکر میکنم زوایایش را [بررسی میکنم] دیگر کاملًا روشن میشود میبینم چقدر باز شدم، چقدر باز شدم، حالت سرور و بهجت و حالت انبساط پیدا کردم. [این] جمیل است آن زشت است. این زیباست آن مشبّه است، این نور دارد آن ظلمت دارد. درست در قبال هم و در مقابل هم قرار دارد.
آن کسانی که به دنبال این مسئله هستند قدم از قدم در سلوک برنمیدارند، امکان ندارد. آن [کسی] که در این فکر است برود نگاه کند ببیند آها لابهلا اینطرف و آنطرف یک چیزی میتواند پیدا کند بکشد بیرون بیاورد بگذارد اینجا، این آدم هزار سال ذکر یونسیه بگوید انگار در گوش حمار آمده دارد میگوید. هیچ فایدهای ندارد، برود رد کارش، اقلًا به دنیایش برسد!
دو سه روز پیش بود یک عکسی دیدم یک بنده خدایی بود از همینهایی که مخالف با عرفان هستند خیلی به حالش تأسف خوردم. اصلًا وقتی نگاه به چهرهاش کردم حالا تعبیر که درست نیست حالا هر چی دیدم این از صورت بشری خارج شده از صورت بشری! تبدیل شده به یک شخص دیگر، صورتش سیمایش، نفسش، اصلًا نفسی که در خلاف مُهر خورده، ریخته شده، قالببندی شده. اینها اصلًا بهطور کلی دیگر گوششان حق را نمیشنود، قلبشان حق را نمیفهمد، فقط به دنبال این هستند که آنچه که مَنوی نفس خودشان هست به هر کیفیت و شکلی آن را به دست بیاورند، فقط به دنبال این هستند. کاری ندارند به اینکه صحیح است صحیح نیست هیچی کار ندارند. اگر امام زمان علیهالسّلام هم ظهور کند بیاید بگوید مسئله این است، میگوید این هم اشتباه میکند میگوید این هم اشتباه میکند؛ چون نفس قالببندی شده از اینجا حرکت نمیکند، یعنی انسان به اینجا میرسدها!

