
عامل اصلی رغبت انسان به عمل
عامل اصلی رغبت انسان به عمل
12خب اینها دیگر آخرین مرتبه هستند که همه چیز را کنار میگذارند و آخرش این اراده میرود کنار و آن اراده میآید به جایش، خب اینها هم میرسند به آنجا.
لذا در اینجا قضیه همینطور است انسان باید حساب خودش را برسد که در این مراتب مختلف در کدام مرتبه قرار دارد و در این طبقهبندیها در کدام طبقه قرار دارد. خب انسان میتواند فکر کند، تأمل کند، به احوالات خودش نگاه کند و بنگرد. بالاخره تفکر ساعة خیر من عبادة سبعین سنة برای همین است دیگر. یک ساعت فکر کردن از هفتاد سال عبادت کردن بالاتر است. به چه فکر کند؟ خب فکر همین است، فکر کند که در کجای قضیه قرار دارد، وضعیتش کجاست، تا کجا پا به میان گذاشته و تا کجا جلو آمده است! لذا ایشان این شعر را خیلی میخواندند:
بلبل به باغ و جغد به ویرانه تاخته *** هر کس به قدر همت خود لانه ساخته خب خیال میکنیم دیگر بیش از این امشب مطلب را گسترش ندهیم و انشاءاللَه تتمه مطلب اگر خواست خدا بود، انشاءاللَه برای فردا شب.
خلاصه در این فقرات امام سجاد دارند به ما نهیب میزنند و میگویند چه نشستی، یک عمر عبادت کردی و عبادتت فقط به خاطر ترس بود؛ یک عمر نماز خواندی و روزه گرفتی و فقط به خاطر آن چوب و چماق بعد بود؛ یک عمر آمدی کار انجام دادی، معامله کردی، در میان مردم بودی، فقط به خاطر اینکه آبرویت نرود.
مرد آن جایی است که مسئله آبرو نباشد، آن وقت ببیند کار درست میکند یا نه؟ آنجا مرد هستی! ببینی اگر هم انجام ندادی، مشکلی پیدا نمیشود، کسی هم خبر پیدا نمیکند، آن وقت ببین کارت درست هست یا نه، کارت صحیح است یا نه؟ آن درست است! ولی نه این کار را انجام بدهم چون اگر انجام ندهم بالاخره هفته دیگر صاحبکار میفهمد، چون صاحبکار میفهمد پس من این تلفن را الان بزنم، چون صاحبکار میفهمد الان من با فلانی تماس بگیرم، چون اگر نگیرم ممکن است او تماس بگیرد و آن وقت معلوم شود من در انجام وظیفهام کوتاهی کردهام. اینها همه چیست؟ همه به خاطر عمل نیست، به خاطر آبرو است. این فایده ندارد، هیچ فایده ندارد و صفر است و مفت نمیارزد، مفت نمیارزد.
