محوریّت توحید در اعمال انسان
10خودشان هم همینطور بودند؛ ما روش و مرامشان را میدیدیم خودشان همینطور بودند. البته این به این معنا نیست که انسان معصوم است و هرچه را که به نظرش میرسد نه! انسان اشتباه هم میکند این اشتباه اشکال ندارد، بالاخره انسان بشر است ولی باید ببینیم نیت چه باید باشد، باید ببینیم هدف و غایت در کجا باشد.
اما اگر ما از این مسئله آمدیم و فاصله گرفتیم، یعنی همراه با این آمدیم چیزهای دیگر را هم ضمیمه کردیم، آن نتیجه مطلوب آنطوری که بایدوشاید به دست نمیآید و آن فراهم نمیشود.
امام سجّاد علیه السّلام میفرمایند که این خطایی که از ما سر میزند و این گناهی که از ما سر میزند این بهخاطر این نیست که تو نظارت نداری و سیطره نداری، لا لِأَنَّک أَهوَنُ النَّاظِرِینَ نه به این جهت است که تو نظارتت نظارت ناتمام است آنطوری که بایدوشاید اشراف نداری؛ چون اشراف ذات پروردگار بر ما و بر رفتار ما اشراف عِلّی است، نه اینکه این اشراف یک اشراف خارجی است و نسبت به رفتار ما این بخواهد توجّه کند، یک اطّلاعی پیدا میکند اگر توجّه نکند اطّلاعی پیدا نمیکند. اطّلاع پروردگار نسبت به رفتار ما به علم حضوری است نه به علم حصولی و اکتسابی.
اطّلاعی که ما نسبت به مسائل داریم اینها همه به علم حصولی است؛ یعنی آن معلوم که به آن معلوم بالعرض گفته میشود آن معلوم بالعرض باید در مقابل ادراک ما واقع بشود تا اینکه ما نسبت به آن اطّلاع پیدا بکنیم، تا من چشمم را باز نکنم نمیتوانم ببینم که رفقا در اینجا حضور دارند، برای ادراک این مسئله نیاز دارم که چشمم را باز کنم، وقتیکه باز کردم متوجّه میشوم، این میشود ادراک حصولی و ادراک اکتسابی، که آن معلوم بالعرض در تماس و مواجهه با عالم بایستی که واقع بشود.
اما نسبت به خودم، نسبت به حال خودم، نسبت به صحت خودم، نسبت به بیماری خودم، نسبت به گرسنگی خودم، نسبت به سیری خودم، نسبت به عطش، نسبت به وضعیت خودم هم باز نیاز است که چشمم را باز کنم؟! بسته باشد یا باز بشود من میفهمم الان گرسنه هستم یا نیستم. این به چشم و گوش و این حرفها کاری ندارد، فقط کافی است که آن توجّه حاصل بشود. آن توجّه به خود را میگویند علم حضوری، که خود آن معلوم در ذات عالم حضور دارد نیاز ندارد که آن را بازیافت کند خودش هست.

