اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

دیدگاه اولیای الهی نسبت به بدن و جنبۀ مادی انسان

14576
سال 1437
جلسات
نسخه عربی

دیدگاه اولیای الهی نسبت به بدن و جنبۀ مادی انسان

7
  • من وقتی می‌شنیدم نمی‌دانم چطور به من خطور کرد خنده‌ام گرفت، گفتم: به همین نزدیکی خدا در کاسه‌اش می‌گذارد، چنان گذاشت خدا، چنان گذاشت که اصلًا تا مدت‌ها گیج بود که از کجا خورد از کجا خورد! همه جور هم هست‌ها، هم در عمامه‌ای هست هم در عالمش هست هم در بی‌سوادش است، هم در فن دیگر است، در پزشک هست در مهندس هست، در کارگر هست، در کارفرما همه همین هستیم‌ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي .. یوسف، ٥٣ مگر آنکه خدا به کسی رحم کند و از این وادی در بیاورد و از این فضا نجاتش بدهد.

  • من یک وقتی جلسه عنوان [بصری‌] بود، آن‌قدر جمعیت بود که دیگر واقعاً بر من صحبت کردن مشکل بود، وقتی وارد مجلس می‌شدم فوراً می‌گرفت فضا و هوا. یک روز همین‌که صحبت می‌کردم یک دفعه به دلم آمد: ای خدا می‌شود یک روزی این جلسه عنوان را ما برگزار کنیم سی چهل تا بیشتر نباشند، قشنگ بشینیم حرف‌مان را بزنیم؟! مثل اینکه خدا زود اجابت کرد خدا بعضی چیزها را زود اجابت می‌کند بعضی چیزها را هم در گوشش را می‌گیرد هرچی می‌گوییم نمی‌شنود، ولی بعضی چیزها را زود اجابت می‌کند، این از آن چیزهایی بود که خیلی سریع مورد اجابت قرار گرفت شلوغ چیه، شلوغی برای چه؟ اگر قرار به این است که مطلب به گوش آدم برسد همین با سه چهار پنج تا می‌رسد و بهتر می‌رسد بهتر می‌رسد، کار دست خداست.

  • امشب حرم مشرف بودم خیلی تعجب کردم اصلًا دیدم واقعاً، در حرم یک جوانی بسیار جوان رعنا و خیلی آثار نجابت و تقوا واقعاً از چهره‌اش خیلی پیدا بود خیلی. گفت: سلام علیکم آقای طهرانی. سلام علیکم. بعد گفت که آقا من صحبت‌های شما را در سوئد هستم هر شب گوش می‌دهم. گفتم: پس شما وقت زیادی هم داری؟! گفت: برای صحبت‌های شما همه چیز دارم. یک‌خرده خوش‌وبش کردیم و گفت: من را دعا کن. گفتم: به یک شرط، دنیا اینجا دنیای بده بستان است اگر تو مرا دعا می‌کنی من هم دعایت می‌کنم. گفت: باشد، من قول می‌دهم. گفتم: خیلی خب ما هم دعایت می‌کنیم. دیگر چند تا صحبت شد و آمدیم.