
دیدگاه اولیای الهی نسبت به بدن و جنبۀ مادی انسان
دیدگاه اولیای الهی نسبت به بدن و جنبۀ مادی انسان
8بعد با خودم گفتم خدایا! ببین آن که باید حرف را به گوشش برسانی میرسانی، آن که باید برسانی میرسانی، آن که باید به گوشش برسد میرسد. یکی هم این دو تا انگشت را میبینی؟ این دو تا انگشت تا اینجا بیشتر نمیرود در گوش، اما این تا اینجا میکند در گوشش، چنان میکند که از مخش میگذرد اینجوری انگشت را میکند در گوشش، هرچه به او میگویی میگوید نه! قشنگ لاک کرده هیچی پیدا نیست بسته بسته، او آنطرف است این حرف باید به او برسد.
در همین دو سفر قبل که به عراق مشرف بودم هرجا میرفتیم کاظمین، کربلا یا نجف میرفتیم با اینکه لباسم هم لباس عربی بود از کجا میآمد [میگفت:] سلام علیکم انت سید طهرانی؟ تو سید طهرانی هستی؟ گفتم: به! بابا یکی دیگر رسید. من در بغداد با دوستهایمان صحبتهای شما را [گوش میدهیم] دوباره یکی دیگر همینطور نشستیم: سلام علیکم انت سید طهرانی؟ گفتم: مثل اینکه اینجایم نوشته، عمامه را برداشتم که نشناسند. گفتم: بله من سید طهرانی هستم. بعضی جاها را میگفتم حالا ببینم، گفت: نه خودت هستی داری انکار میکنی، خودت هستی. گفتم: خیلی مثل اینکه چیز است.
مگر اینها به دست من است؟ مگر اینها به دست شماست؟ مگر اینها به دست کسی است، کی دارد میگرداند؟ کی دارد میچرخاند؟ کی در کله این انداخته امشب بروم خانه رفیقم او را ببینم، وقتی میرود آنجا میبیند یک چیزی دارد گوش میدهد، میگوید هان! چیه؟ میگوید بیا بشین تو هم گوش بده ببین چیه. هیچی دخلش آمد! بلند میشود میرود یک جای دیگر، همینطور.
یکی هم میبینید در خانه پیغمبر است، خادم پیغمبر است در خانه پیغمبر است. امیرالمؤمنین بعد از ارتحال پیغمبر از همین مالک ابن انس میپرسد آیا این قضیه اتفاق نیفتاد؟ میگوید: یا علی! من دیگر پیر شدم حالا همین پریروز بود و دیگر یادم نیست. این داستان را در جلد اول اسرارملکوت نقل کردم.1 اینجا باید خدا قدرتش را نشان بدهد اینطور که نمیشود. حضرت هم میفرماید: اگر راست میگویی هیچ، ولی اگر دروغ میگویی خدا هر دو چشمانت را از تو بگیرد و پیسی در پیشانیات به وجود آورد که نتوانی آن را به بپوشانی. همان فیالمجلس کور شد، یعنی بلند نشد از جایش کور شد. یک پیسی اینجایش درآمد هرچی عمامه آمد پایین پیسی پیدا بود. با دم شیر نمیشود بازی کرد! یکی هم که در خانه پیغمبر است عاقبتش اینجور میشود!
- اسرار ملكوت، ج ١، ص ٥٥.
