بیاناتی پیرامون سورۀ تحریم و شأن نزول آن
14﴿وَ يَفۡعَلُونَ مَا يُؤۡمَرُونَ﴾؛1 «آنچه را که به آنها امر میشود عمل میکنند.» این یک آیهای است خطاب به مؤمنین که: ﴿يٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُواْ قُوٓاْ أَنفُسَكُمۡ وَ أَهۡلِيكُمۡ نَارٗا﴾! این یعنی چه؟ اصلاً این آیه که اینجا آمده است، راجع به چیست؟ آیا در اینجا راجع به همین است که خواسته مؤمنین را نصیحت کند؟ یا اینکه نه، یک خصوصیّتی دارد؟
وقتی این آیه با آن مقدّماتی که ذکر شد در اینجا آمده است، مسلّم است که این آیه خطاب به همین کسانی است که ادّعای ایمان میکنند و برای خودشان شأن و مقامی قائلاند. آیه میگوید: بدانید شما جهنّمی هستید!
ایمان و دوست داشتن پیغمبر، هیچ سازشی با حقّهبازی و کلک و خدعه و مکر ندارد! شما آب را داخل روغن بریزید و یک سال هم مشغول باشید و آن را بههم بزنید که تمام ذرّاتش و تمام آن مولکولهایش در هم داخل بشود، امّا یک دقیقه دستتان را بردارید، آبها زیر میرود و روغنها رو میآید! کفر با ایمان جمع نمیشود، خدعه با حقیقت و صفا جمع نمیشود و ظلم با عدالت جمع نمیشود.
اساس نبوّت رسولاللَه بر صدق است، اساس امیرالمؤمنین بر صدق است، اساس فاطمۀ زهرا بر صدق است. شما با این حقّهبازیها و کلکبازیها و با این سیاستبازیها و با این تشکیل حزب مخالف در داخل بیت پیغمبر و با این که رفتید دخترتان به نام حفصه را به پیغمبر تحمیل کردید و با این ازدواج عجیب او با پیغمبر ـ که خود آنها آوردهاند2 ـ میخواهید شأنی بهدست بیاورید! و پیغمبر بهقدری مظلوم و حییّ و سر به زیر بود که یکی با او تند صحبت میکرد، عرقی روی پیشانیاش مینشست و رنگش سرخ میشد! او باید با این مشکلات اسلام را از اینها نگه دارد و از آن نگهداری کند! هر کدام از این مشکلات و این زنداریها یک دنیا امتحان است! میگویند: «پیغمبر نُه تا زن گرفت، چرا ما نگیریم؟!» مبارکت باشد، شما برو ده تا بگیر، من امضا به شما میدهم؛ شما به جای نُه تای پیغمبر، بیست تا زن بگیر، همهاش برای تو حلال است؛ امّا زن بگیری چهکار بکنی؟! زن بگیر امّا مانند آن مشکلاتی که پیغمبر تحمّل کرد، تحمّل کن، و آن عدالتی که پیغمبر رعایت میکرد،3 رعایت کن و آن حقیقت و آن روش [را داشته باش]! به خدا قسم که آدم از عهدۀ یکی از آنها بر نمیآید، کَیفَ به دوتا! و لذا در قرآن دائماً میگوید: ﴿عدالت كنيد!﴾4
- سوره تحریم (٦٦) آیه ٦.
- رجوع شود به الطّبقات الکبریٰ، ج ٨، ص ٦٥؛ الاستیعاب، ج ٤، ص ١٨١١.
- رجوع شود به الطّبقات الکبریٰ، ج ٨، ص ١٣٥ ـ ١٣٨.
- سوره نساء (٤) آیه ٣ و ١٢٩.

