محدودیت تفکرات عوام در قبال نگرش اولیای الهی
14-شما پس برای چه روزی میخواستید این همه صحبتها، این همه تبلیغ، این همه اخبار، این همه مطالب از رسول خدا، از ائمه پس برای کی بود؟ برای اسلام بود، خب بفرمایید این هم اسلام، پس چرا نشستهاید؟ پس چرا از جایتان حرکت نمیکنید؟ پس چرا به افراد نمیگویید؟ پس چرا به شاگردانتان توصیه نمیکنید که همراه بشوند با آن جریانی که جامعه دارد در آن جریان حرکت میکند؟ پس چرا...؟ حالا مرحوم آقا به این چه بگویند؟ بگویند خب بیا جایمان را عوض کنیم دیگر! بیا تو به جای ما بنشین! خب این خوب است دیگر! خیلی خب بیا تو به جای ما بنشین.
مرحوم آقا که نمیتوانند بهش بگویند ای احمق، ای الاغ، آنچه که جوان در آینه بیند پیر در خشت خام میبیند، این را که نمیتوانند به او بگویند، چرا؟ چون نمیتواند بپذیرد، رفته در یک فضایی که نمیتواند بیرون بیاید، نمیتواند از آن فضا خودش را خارج کند، ولی حداقل بدان تو که سالهای سال اینجا بودی، تو که این همه مسائل را دیدی چرا یک مقداری را برای الانات نگذاشتی؟ چرا برای الانات نگذاشتی خرج نکردی؟ تو نمیتوانی حتی این احتمال را بدهی اگر قرار به دین است خب این که دین را بهتر از من میداند، اگر قرار به انصاف و وجدان و امانت است که این آدم منصف و امین و امین تبلیغ خدا، امین شریعت خدا، امین رسالت الهی، امین وحی الهی است. این مقدار که میتوانی دو دو تا چهار تا حساب کنی چرا این را حساب نمیکنی؟ اینها همه میرود کنار فقط همان ظاهر، همان حس، همان خیال، و همان توهم میآید میگیرد و دیگر چیزی باقی نمیگذارد. بلند میشود میآید ایراد میگیرد که چرا بلند نمیشوی؟ چرا حرکت نمیکنی مثل بقیه؟ بعد ایشان میگوید آقاجان شما موقعی که نمیدانم در کجا و کجا بودی آن موقع ما خودمان در کار بودیم. اصل قضیه ما هستیم! خب یک مقدارش را ایشان در همان کتاب وظیفه فرد مسلمان آورده و در آنجا مطالبی را فرمودهاند. بنده خودم در همان زمان در زمان طفولیت [شاهد بودم] و بسیاری از این مسائل هنوز در ذهنم هست و مثل روز روشن مطالب را الان به خاطر میآورم.

